فهرست واژگان سطح A2 - مدرسه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره مدرسه و آموزش، مانند "دوره"، "رشته" و "موضوع" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
course [اسم]
اجرا کردن

دوره (درسی)

Ex: The online course includes video lectures , quizzes , and assignments .

دوره آنلاین شامل سخنرانی‌های ویدئویی، آزمون‌ها و تکالیف می‌شود.

lesson [اسم]
اجرا کردن

درس

Ex: The textbook has a vocabulary lesson with new words to learn .

کتاب درسی یک درس واژگان با کلمات جدید برای یادگیری دارد.

subject [اسم]
اجرا کردن

رشته تحصیلی

Ex: Mary 's favorite subject in college is psychology because she enjoys understanding human behavior .

موضوع مورد علاقه مری در کالج روانشناسی است زیرا او از درک رفتار انسان لذت می‌برد.

level [اسم]
اجرا کردن

سطح

Ex: The language school offers different levels of difficulty to cater to students ' individual abilities .

مدرسه زبان سطوح مختلفی از دشواری را ارائه می‌دهد تا با توانایی‌های فردی دانش‌آموزان مطابقت داشته باشد.

semester [اسم]
اجرا کردن

نیمسال

Ex: My favorite time of the semester is when we have group discussions and debates in our literature class .

زمان مورد علاقه من در ترم زمانی است که در کلاس ادبیات خود بحث‌ها و مناظره‌های گروهی داریم.

major [اسم]
اجرا کردن

رشته

Ex:

پس از بررسی گزینه‌های مختلف، او علوم کامپیوتر را به عنوان رشته اصلی خود انتخاب کرد به دلیل چشم‌انداز شغلی امیدوارکننده آن.

classmate [اسم]
اجرا کردن

هم‌کلاسی

Ex: He often studied with his classmates in the library during exam week .

او اغلب با همکلاسی‌هایش در کتابخانه در طول هفته امتحانات درس می‌خواند.

partner [اسم]
اجرا کردن

یار

Ex: Paul and Sarah decided to become workout partners at the gym to motivate each other .

پل و سارا تصمیم گرفتند در باشگاه همتمرین شوند تا یکدیگر را تشویق کنند.

dictionary [اسم]
اجرا کردن

واژه‌نامه

Ex: The online dictionary provides pronunciation guides for difficult words .

فرهنگ لغت آنلاین راهنمای تلفظ برای کلمات دشوار ارائه می‌دهد.

exam [اسم]
اجرا کردن

امتحان

Ex:

امتحان نهایی ریاضی چالش‌برانگیز بود، اما سخت مطالعه کردم و خوب عمل کردم.

test [اسم]
اجرا کردن

آزمون

Ex: The math test had several challenging questions about algebra and geometry .

آزمون ریاضی چندین سوال چالش‌برانگیز در مورد جبر و هندسه داشت.

practice [اسم]
اجرا کردن

تمرین

Ex:

تیم فوتبال جلسات تمرین فشرده‌ای قبل از بازی بزرگ داشت.

activity [اسم]
اجرا کردن

فعالیت

Ex: Reading books is an enjoyable activity that helps expand your knowledge .

خواندن کتاب‌ها یک فعالیت لذت‌بخش است که به گسترش دانش شما کمک می‌کند.

problem [اسم]
اجرا کردن

مسئله

Ex: The crossword puzzle was a fun problem to solve over breakfast .

پازل جدول کلمات یک مسئله سرگرم‌کننده برای حل کردن در حین صبحانه بود.

to solve [فعل]
اجرا کردن

حل کردن

Ex: The team collaborated to solve the technical issues with the website .

تیم برای حل مشکلات فنی وب سایت همکاری کرد.

grade [اسم]
اجرا کردن

نمره

Ex: Sarah was disappointed with her grade on the science project but vowed to do better next time .

سارا از نمره خود در پروژه علمی ناامید شده بود اما قول داد دفعه بعد بهتر عمل کند.

project [اسم]
اجرا کردن

پروژه

Ex: The English project required the students to write a short story and present it to the class .

پروژه انگلیسی از دانش‌آموزان خواست تا داستان کوتاهی بنویسند و آن را به کلاس ارائه دهند.

research [اسم]
اجرا کردن

پژوهش

Ex: The research on social media usage revealed interesting trends among teenagers .

تحقیق در مورد استفاده از رسانه‌های اجتماعی، روندهای جالبی در میان نوجوانان را آشکار کرد.

summary [اسم]
اجرا کردن

خلاصه

Ex: The student prepared a detailed summary of the research findings for the presentation .

دانشجو یک خلاصه دقیق از یافته‌های تحقیق را برای ارائه آماده کرد.

article [اسم]
اجرا کردن

مقاله

Ex: The newspaper published an article about the local community event .

روزنامه یک مقاله درباره رویداد محلی جامعه منتشر کرد.

page [اسم]
اجرا کردن

صفحه

Ex:

مقاله روزنامه در صفحه اول بود.

whiteboard [اسم]
اجرا کردن

تخته سفید

Ex: The teacher wiped the whiteboard clean after the lesson .

معلم پس از درس تخته سفید را پاک کرد.

cafeteria [اسم]
اجرا کردن

کافه‌تریا

Ex: The hospital cafeteria provides nutritious meals for patients and visitors .

کافه تریا بیمارستان وعده‌های غذایی مغذی برای بیماران و بازدیدکنندگان فراهم می‌کند.

list [اسم]
اجرا کردن

فهرست

Ex: The magazine published a list of the top 10 restaurants in the city .

مجله یک فهرست از 10 رستوران برتر شهر را منتشر کرد.

line [اسم]
اجرا کردن

صف

Ex: The students formed a line outside the classroom .

دانش‌آموزان در خارج از کلاس یک خط تشکیل دادند.

note [اسم]
اجرا کردن

یادداشت (جهت یادآوری)

Ex: The meeting minutes were recorded in detailed notes .
to pass [فعل]
اجرا کردن

قبول شدن

Ex: She passed with flying colors .

او با موفقیت گذراند.

to fail [فعل]
اجرا کردن

رد شدن

Ex: John needs to improve his grades ; otherwise , he will fail the semester .

جان باید نمراتش را بهبود بخشد؛ در غیر این صورت، او در ترم مردود خواهد شد.

present [صفت]
اجرا کردن

حاضر

Ex: Sarah arrived late and missed the beginning of the presentation , but she is present now .

سارا دیر رسید و ابتدای ارائه را از دست داد، اما الان حاضر است.

absent [صفت]
اجرا کردن

غایب

Ex: The boss noticed that some employees were absent from the morning meeting .

رئیس متوجه شد که برخی از کارمندان از جلسه صبح غایب بودند.

junior [اسم]
اجرا کردن

دانشجوی سال سوم دانشگاه

Ex: The juniors are working on their final projects before becoming seniors .

جونیورها در حال کار روی پروژه‌های نهایی خود قبل از تبدیل شدن به سینیورها هستند.

to focus [فعل]
اجرا کردن

تمرکز کردن

Ex: She focused on studying for the upcoming exam .

او روی مطالعه برای امتحان آینده تمرکز کرد.

freshman [اسم]
اجرا کردن

دانشجو یا دانش‌آموز سال اولی

Ex: Mark made new friends during his first week as a freshman in high school .

مارک در اولین هفته‌اش به عنوان دانشجوی سال اول در دبیرستان دوستان جدیدی پیدا کرد.

sophomore [اسم]
اجرا کردن

دانشجو یا دانش‌آموز سال دومی

Ex: Mark 's brother is a sophomore in high school and has joined the debate team .

برادر مارک یک دانشجوی سال دوم در دبیرستان است و به تیم مناظره پیوسته است.

senior [اسم]
اجرا کردن

دانشجو یا دانش‌آموز سال آخری

Ex:

برادر مارک یک دانشجوی سال آخر در دبیرستان است، که برای جشن فارغ‌التحصیلی آینده‌اش هیجان‌زده است.

board [اسم]
اجرا کردن

تخته

Ex: They installed a large board in the conference room for team collaboration and idea sharing .

آن‌ها یک تخته بزرگ در اتاق کنفرانس برای همکاری تیمی و اشتراک‌گذاری ایده‌ها نصب کردند.

drawing [اسم]
اجرا کردن

نقاشی

Ex: The art class learned various techniques for shading and blending in their charcoal drawings .

کلاس هنر تکنیک‌های مختلف سایه‌زنی و ترکیب را در نقاشی‌های زغالی خود آموخت.