ارتباط
شرکت به ارتباط باز و صادقانه بین کارکنان خود اعتقاد دارد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ارتباطات، مانند "discussion"، "argument" و "talk" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ارتباط
شرکت به ارتباط باز و صادقانه بین کارکنان خود اعتقاد دارد.
گفتوگو
مکالمه از سیاست به ورزش تغییر کرد.
نظر
معلم ما همیشه ما را تشویق میکند که نظرات خود را در کلاس بیان کنیم.
گفتوگو
آنها تا دیروقت شب بیدار ماندند، در گفتوگوی خود درباره روزهای قدیم گم شدند.
تماس (تلفنی)
لطفاً تماس را نگه دارید، من لحظهای دیگر برمیگردم.
تلفن همراه
باتری تلفن همراه من در حال اتمام است.
جروبحث
بحثهای مداوم آنها باعث ایجاد مشکلات در رابطه میشود.
بحث
معلم یک بحث کلاسی در مورد موضوع را تشویق کرد.
جروبحث
دعواهای مداوم آنها درباره کارهای خانه هم اتاقیهایشان را دیوانه میکرد.
نامه
من یک نامه از دوستم که در خارج زندگی میکند دریافت کردم.
پست
سیستم پستی در این کشور بسیار کارآمد است.
پاکت نامه
او به من یک پاکت داد که داخلش یک یادداشت بود.
گفتن
او میگوید که از خواندن کتاب در اوقات فراغتش لذت میبرد.
گفتن
چرا به من در مورد تغییر برنامه گفته نشد؟
صحبت کردن (درمورد چیزی)
مدیر اهداف فروش را با کارکنان بحث کرد.
دیدوبازدید کردن
آنها در تعطیلات از پسرعموهایشان دیدن میکنند.
جواب دادن
او به پیام متنی با یک "بله" ساده پاسخ داد تا رزرو شام را تأیید کند.
پست کردن
من باید این بسته را به دوستم پست کنم.
با هم
او و دوستش با هم روی نیمکت نشستند.
بهآرامی
دکتر با آرامش بیمار نگران را اطمینان داد.
تنها
من انتخاب کردم که در تعطیلات تنها در خانه بمانم.
اجتماعی
او سازماندهنده اجتماعی در گروه ما است و تمام دیدارها را ترتیب میدهد.
فرستادن
لطفاً فاکتور را برای پردازش به بخش حسابداری ما ارسال کنید.
دریافت کردن
او از دریافت یک هدیه غافلگیر کننده در روز تولدش خوشحال بود.
فهمیدن
کیفیت ضعیف صدا باعث شد گوینده سخت قابل درک باشد.
اشتباه فهمیدن
او دستورالعملها را اشتباه فهمید و کار را اشتباه انجام داد.
موافق بودن
آنها موافق هستند که فیلم عالی بود.
مخالفت کردن
آنها معمولاً موافق هستند، اما در این مورد، موافق نیستند.
رد کردن
معلم سختگیر رد کرد تکلیف دیررس دانشآموز را.
باشه
خیلی خوب، میتوانی ماشین من را برای یک روز قرض بگیری.
وای
وای, تو واقعاً مهارتهای بسکتبال خودت رو بهبود دادی.
آها
اوه، من نمیدانستم که جلسه دوباره برنامهریزی شده است.
آره
بله، من این آخر هفته به کنسرت میروم.
نامه کوتاه
سارا یک یادداشت شیرین برای دوستش فرستاد تا برای امتحانش آرزوی موفقیت کند.
دعوتنامه
آنها یک دعوت گرم به همسایگان خود برای پیوستن به آنها در یک باربیکیو حیاط خلوت ارسال کردند.
ارتباط برقرار کردن
آنها برنامههای خود را از طریق جلسات هفتگی ارتباط میدهند.
شكايت كردن
تام وقتی که سفارشش در رستوران با موارد اشتباه تحویل داده شد، در شکایت کردن تردید نکرد.
دعوت کردن
عروس و داماد دوستان و خانواده را به عروسی خود دعوت میکنند.
تلفظ کردن
قبل از آموزش، او در تلفظ برخی کلمات مشکل داشت، اما حالا خیلی بیشتر اعتماد به نفس دارد.