فهرست واژگان سطح A2 - خانه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به خانه، مانند "صندوق پستی"، "سالن" و "پله" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
hall [اسم]
اجرا کردن

راهرو

Ex: The hall was brightly lit and decorated with family photos .

راهرو به خوبی روشن بود و با عکس های خانوادگی تزئین شده بود.

level [اسم]
اجرا کردن

طبقه

Ex:

استخر در سطح همکف هتل قرار دارد.

stair [اسم]
اجرا کردن

پلکان

Ex: The old house has a wooden stair that creaks .

خانه قدیمی یک پلکان چوبی دارد که جیرجیر می‌کند.

entrance [اسم]
اجرا کردن

ورودی

Ex:

ورودی جانبی برای تحویل کالا استفاده می‌شود.

gate [اسم]
اجرا کردن

دروازه

Ex: There 's a small gate at the back of the house .

یک دروازه کوچک در پشت خانه وجود دارد.

اجرا کردن

خروجی اضطراری

Ex: The theatre has an emergency exit on the right side .

تئاتر یک خروجی اضطراری در سمت راست دارد.

fence [اسم]
اجرا کردن

حصار

Ex: The house with the white fence is my uncle 's .

خانه با حصار سفید متعلق به عموی من است.

light [اسم]
اجرا کردن

منبع نور

Ex: She replaced the old light with a more energy-efficient LED model .

او نور قدیمی را با یک مدل LED با مصرف انرژی کمتر جایگزین کرد.

utility [اسم]
اجرا کردن

تسهیلات (آب، برق، گاز و ...)

Ex: The storm caused a disruption in utility services throughout the city .

طوفان باعث اختلال در خدمات عمومی در سراسر شهر شد.

electricity [اسم]
اجرا کردن

برق

Ex: Solar panels can generate electricity from sunlight .

پنل‌های خورشیدی می‌توانند برق را از نور خورشید تولید کنند.

gas [اسم]
اجرا کردن

گاز

Ex: Some cars are powered by gas instead of gasoline .

بعضی از ماشین‌ها به جای بنزین با گاز کار می‌کنند.

heat [اسم]
اجرا کردن

سیستم گرمایشی

Ex:

خانه قدیمی به گرمایش گازی متکی بود که در طول ماه‌های زمستان گرما فراهم می‌کرد.

cable [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون کابلی

Ex: Cable providers often include internet and phone service .
mailbox [اسم]
اجرا کردن

صندوق پست

Ex: The paint on the mailbox is peeling off and needs to be refreshed .

رنگ روی صندوق پستی در حال کنده شدن است و نیاز به تازه‌سازی دارد.

landlord [اسم]
اجرا کردن

صاحب‌خانه

Ex: The landlord is responsible for major repairs in the house .

صاحب خانه مسئول تعمیرات اساسی در خانه است.

tenant [اسم]
اجرا کردن

مستأجر

Ex: The tenant pays rent at the end of each month .

مستاجر در پایان هر ماه اجاره را پرداخت می‌کند.

lease [اسم]
اجرا کردن

اجاره‌نامه

Ex: The lease for my new apartment starts next week .

اجاره آپارتمان جدید من هفته آینده شروع می‌شود.

to rent [فعل]
اجرا کردن

اجاره کردن

Ex: The family rented a larger house when their second child was born .

خانواده یک خانه بزرگتر اجاره کردند وقتی فرزند دومشان به دنیا آمد.

cozy [صفت]
اجرا کردن

دنج

Ex: We found a cozy spot under the tree for our picnic .

ما یک نقطه دنج زیر درخت برای پیکنیکمان پیدا کردیم.

اجرا کردن

محله

Ex: This neighborhood is known for its historic landmarks and buildings .

این محله به خاطر بناها و ساختمان‌های تاریخی‌اش معروف است.

to live [فعل]
اجرا کردن

زندگی کردن

Ex: We are planning to live near the mountains for a more serene lifestyle .

ما قصد داریم در نزدیکی کوه‌ها زندگی کنیم برای یک سبک زندگی آرام‌تر.

to move in [فعل]
اجرا کردن

به جایی نقل‌مکان کردن

Ex: The new bakery will move in to the corner shop next week .

نانوایی جدید هفته آینده به مغازه گوشه خواهد رفت.

to move out [فعل]
اجرا کردن

به خانه جدید نقل مکان کردن

Ex: My roommate is going to move out and live with her boyfriend .

همخانه‌ای من قصد دارد جابه‌جا شود و با دوست پسرش زندگی کند.