مبتدیان 1 - خانواده و دوستان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره خانواده و دوستان، مانند "مادر"، "برادر" و "دوست پسر" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح مبتدی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مبتدیان 1
father [اسم]
اجرا کردن

پدر

Ex: My father is my role model and has always been there for me .

پدر من الگوی من است و همیشه برای من بوده است.

mother [اسم]
اجرا کردن

مادر

Ex: She inherited her artistic talent from her mother , who is an accomplished painter .

او استعداد هنری خود را از مادرش به ارث برد، که یک نقاش accomplished است.

dad [اسم]
اجرا کردن

بابا

Ex: Sarah 's dad taught her how to ride a bike and it became a cherished childhood memory .

بابا سارا به او یاد داد که چگونه دوچرخه سواری کند و این خاطره ای گرانبها از دوران کودکی شد.

mom [اسم]
اجرا کردن

مامان

Ex: Sarah 's mom is a strong and loving woman who has raised her children with unconditional love and guidance .

مادر سارا زنی قوی و دوست‌داشتنی است که فرزندانش را با عشق و راهنمایی بی‌قید و شرط بزرگ کرده است.

son [اسم]
اجرا کردن

فرزند پسر

Ex: Sarah and David are expecting their first child , and they are hoping for a son .

سارا و دیوید در انتظار اولین فرزند خود هستند و امیدوارند که یک پسر داشته باشند.

daughter [اسم]
اجرا کردن

فرزند دختر

Ex: Sarah 's daughter is an accomplished ballet dancer and has won several awards .

دختر سارا یک رقصنده باله accomplished است و چندین جایزه برنده شده است.

sister [اسم]
اجرا کردن

خواهر

Ex: We used to argue a lot when we were younger , but my sister and I get along much better now .

وقتی جوان‌تر بودیم خیلی بحث می‌کردیم، اما حالا من و خواهرم خیلی بهتر با هم کنار می‌آییم.

brother [اسم]
اجرا کردن

برادر

Ex: My brother is younger than me and always makes me laugh .

برادر من از من جوانتر است و همیشه مرا می‌خنداند.

grandfather [اسم]
اجرا کردن

پدربزرگ

Ex: When I was a child , my grandfather died and it was a very sad time for our family .

وقتی بچه بودم، پدربزرگم مرد و آن زمان بسیار غمگینی برای خانواده‌مان بود.

grandmother [اسم]
اجرا کردن

مادربزرگ

Ex: They visit their grandmother every weekend .

آنها هر آخر هفته به دیدن مادربزرگ خود می‌روند.

grandchild [اسم]
اجرا کردن

نوه

Ex: My grandparents love spending time with their grandchildren , taking them to the park and playing games .

پدربزرگ و مادربزرگ من عاشق وقت گذراندن با نوه‌هایشان هستند، آن‌ها را به پارک می‌برند و بازی می‌کنند.

family [اسم]
اجرا کردن

خانواده

Ex: My sister is my best friend and we do everything together as a family .

خواهرم بهترین دوست من است و ما همه چیز را با هم به عنوان یک خانواده انجام می‌دهیم.

friend [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex: Michael enjoys going out for coffee with his friends from work to catch up and unwind after a long day .

مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت می‌برد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.

girlfriend [اسم]
اجرا کردن

دوست‌دختر

Ex: My girlfriend and I are planning a weekend getaway to the beach .

من و دوست دخترم در حال برنامه‌ریزی برای یک سفر آخر هفته به ساحل هستیم.

boyfriend [اسم]
اجرا کردن

دوست‌پسر

Ex: She introduced her boyfriend to her parents during the family gathering .

او دوست پسرش را در جمع خانوادگی به والدینش معرفی کرد.

child [اسم]
اجرا کردن

بچه

Ex: Even as an adult , she remains a devoted child , always seeking her parents ' advice .

حتی به عنوان یک بزرگسال، او یک فرزند فداکار باقی می‌ماند، همیشه به دنبال توصیه‌های والدینش است.