مبتدیان 1 - میوه‌ها و سبزیجات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی برای میوه ها و سبزیجات، مانند "سیب"، "هلو" و "هویج"، آماده شده برای دانش آموزان سطح مبتدی را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مبتدیان 1
fruit [اسم]
اجرا کردن

میوه

Ex:

من دوست دارم روزم را با یک کاسه سالاد میوه تازه شروع کنم، پر از توت‌فرنگی‌های آبدار، آناناس و پرتقال.

vegetable [اسم]
اجرا کردن

سبزیجات

Ex: I tossed the roasted vegetables with olive oil and a sprinkle of salt and pepper .

من سبزیجات کبابی را با روغن زیتون و کمی نمک و فلفل مخلوط کردم.

apple [اسم]
اجرا کردن

سیب

Ex: My daughter was trying to pick a ripe apple from the tree .

دخترم سعی می‌کرد یک سیب رسیده از درخت بچیند.

orange [اسم]
اجرا کردن

پرتقال

Ex: They peeled and separated the orange segments to make a fruit salad .

آنها پوست پرتقال را کندند و قطعات آن را جدا کردند تا سالاد میوه درست کنند.

banana [اسم]
اجرا کردن

موز

Ex: She added sliced bananas to her cereal for a sweet and creamy taste .

او برش‌های موز را به غلاتش اضافه کرد تا طعمی شیرین و خامه‌ای داشته باشد.

peach [اسم]
اجرا کردن

هلو

Ex: She enjoyed a ripe peach for a refreshing summer snack .

او از یک هلو رسیده به عنوان یک میان وعده تابستانی خنک لذت برد.

lemon [اسم]
اجرا کردن

لیمو

Ex: Lemon chicken is a flavorful dish that combines the juiciness of chicken with the tanginess of lemons .

مرغ لیمویی یک غذای خوشمزه است که آبدار بودن مرغ را با ترشی لیموها ترکیب می‌کند.

grape [اسم]
اجرا کردن

انگور

Ex: I enjoy relaxing with a glass of red wine made from the finest grapes .

من از استراحت با یک لیوان شراب قرمز ساخته شده از بهترین انگورها لذت می‌برم.

watermelon [اسم]
اجرا کردن

هندوانه

Ex: The farmer harvested a bountiful crop of watermelons from his fields .

کشاورز محصول فراوانی از هندوانه را از مزارع خود برداشت کرد.

tomato [اسم]
اجرا کردن

گوجه‌فرنگی

Ex:

بچه‌ها از گوجه‌فرنگیهای گیلاسی به عنوان یک میان‌وعده سالم و آبدار لذت بردند.

cucumber [اسم]
اجرا کردن

خیار

Ex: We made a refreshing cucumber salsa with tomatoes , onions , and cilantro .

ما یک سالسای خنک با خیار، گوجه‌فرنگی، پیاز و گشنیز درست کردیم.

potato [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی

Ex: The farmer harvested a basket of potatoes from the field , satisfied with a successful yield .

کشاورز یک سبد سیب‌زمینی از مزرعه برداشت کرد، از برداشت موفق راضی بود.

onion [اسم]
اجرا کردن

پیاز

Ex:

بچه‌ها از حلقه‌های پیاز به عنوان یک غذای جانبی ترد لذت بردند.

carrot [اسم]
اجرا کردن

هویج

Ex: They fed the carrot to their pet rabbit , who happily munched on it .

آنها هویج را به خرگوش خانگی خود دادند، که با خوشحالی آن را جوید.