مبتدیان 1 - بخش‌های یک خانه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد قسمت‌های خانه، مانند "کمد"، "اتاق غذاخوری" و "حیاط" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش‌آموزان سطح مبتدی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مبتدیان 1
room [اسم]
اجرا کردن

اتاق

Ex: I have a big room with a window .

من یک اتاق بزرگ با پنجره دارم.

kitchen [اسم]
اجرا کردن

آشپزخانه

Ex: The kitchen had a double oven , allowing for simultaneous baking of different dishes .

آشپزخانه یک اجاق دوتایی داشت که امکان پخت همزمان غذاهای مختلف را فراهم می‌کرد.

bedroom [اسم]
اجرا کردن

اتاق‌خواب

Ex: She decorated the walls of her bedroom with pictures and posters .

او دیوارهای اتاق خواب خود را با تصاویر و پوسترها تزئین کرد.

bathroom [اسم]
اجرا کردن

حمام - دستشویی

Ex: They organized shampoo and soap bottles in the shower caddy in the bathroom .

آن‌ها بطری‌های شامپو و صابون را در سبد دوش در حمام مرتب کردند.

dining room [اسم]
اجرا کردن

اتاق غذاخوری

Ex: They enjoyed lively conversations over dinner in the cozy dining room .

آنها از گفتگوهای پر جنب و جوش در طول شام در اتاق غذاخوری دنج لذت بردند.

closet [اسم]
اجرا کردن

کمد

Ex: A mysterious noise echoed from the closet , sparking her curiosity and a hint of apprehension .

صدای مرموزی از گنجه طنین انداز شد، که کنجکاوی او و کمی نگرانی را برانگیخت.

living room [اسم]
اجرا کردن

اتاق نشیمن

Ex: A vibrant rug added a pop of color to the living room , complementing the tasteful decor .

یک فرش پر جنب و جوش رنگ و رویی به اتاق نشیمن اضافه کرد و دکوراسیون خوش سلیقه را تکمیل کرد.

toilet [اسم]
اجرا کردن

توالت

Ex: The bathroom remodel included a state-of-the-art toilet with built - in bidet functions for added comfort .

بازسازی حمام شامل یک توالت پیشرفته با عملکردهای بی‌دت داخلی برای راحتی بیشتر بود.

elevator [اسم]
اجرا کردن

آسانسور

Ex: It 's important to hold the elevator door open if someone is rushing to catch it .

مهم است که در آسانسور را باز نگه دارید اگر کسی عجله دارد تا به آن برسد.

yard [اسم]
اجرا کردن

حیاط

Ex: The children played games in the yard .

بچه‌ها در حیاط بازی کردند.