مبتدیان 1 - Communication

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ارتباطات، مانند "صحبت کردن"، "گوش دادن" و "پرسیدن" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح مبتدی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مبتدیان 1
to hear [فعل]
اجرا کردن

شنیدن

Ex: I can hear the birds chirping outside .

من می‌توانم بشنوم پرندگان در بیرون آواز می‌خوانند.

to listen [فعل]
اجرا کردن

گوش دادن

Ex: Listen closely , and you can hear the birds singing in the trees .

با دقت گوش دهید، و می‌توانید آواز پرندگان را روی درختان بشنوید.

to see [فعل]
اجرا کردن

دیدن

Ex:

او یک غروب زیبا را در راه بازگشت از کار دید.

to look [فعل]
اجرا کردن

نگاه کردن

Ex: Look closely at the painting and try to identify the artist 's style .

به نقاشی نگاه دقیق بیندازید و سعی کنید سبک هنرمند را شناسایی کنید.

to talk [فعل]
اجرا کردن

حرف زدن

Ex:

آنها درباره رویاها و آرزوهایشان برای آینده صحبت کردند.

to speak [فعل]
اجرا کردن

حرف زدن (زبان خاصی)

Ex: She plans to speak Portuguese when visiting Brazil .

او قصد دارد در سفر به برزیل پرتغالی صحبت کند.

to ask [فعل]
اجرا کردن

پرسیدن

Ex: Can you ask him if he 'll be at the meeting tomorrow ?

می‌توانید از او بپرسید که آیا فردا در جلسه خواهد بود؟

to help [فعل]
اجرا کردن

کمک کردن

Ex: They helped the elderly man cross the street .

آن‌ها به مرد سالخورده کمک کردند تا از خیابان عبور کند.

to call [فعل]
اجرا کردن

با کسی تماس گرفتن

Ex: They call their grandparents every Sunday to check in .

آن‌ها هر یکشنبه به پدربزرگ و مادربزرگشان تلفن می‌زنند تا از حالشان باخبر شوند.

to touch [فعل]
اجرا کردن

لمس کردن

Ex: She hesitated to touch the hot pan with her bare hands .

او در لمس کردن تابه داغ با دستان برهنه‌اش تردید کرد.