مبتدیان 2 - Weather
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد آب و هوا، مانند "گرم"، "ابری" و "باران" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح مبتدی آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
things that are related to air and sky such as temperature, rain, wind, etc.

آبوهوا
ما مجبور شدیم برنامههای فضای باز خود را به دلیل هوا طوفانی لغو کنیم.
having a higher than normal temperature

داغ, خیلی گرم
سوپ خیلی داغ بود که فوراً خورده شود.
having a temperature lower than the human body's average temperature

سرد
تکههای یخ نوشیدنی را خنککننده سرد کردند.
very bright because there is a lot of light coming from the sun

آفتابی
هوای آفتابی برف را آب کرد و تکههایی از چمن سبز را آشکار ساخت.
having many clouds up in the sky

ابری
ما به دلیل هوای ابری تصمیم گرفتیم برنامههای فضای باز خود را به تعویق بیندازیم.
having frequent or persistent rainfall

بارانی
هوای بارانی خیابانها را لغزنده کرد.
(of a period of time or weather) having or bringing snow

برفی
او روی پیادهروی برفی در حالی که عجله داشت تا اتوبوس را بگیرد لیز خورد.
having a pleasantly mild, low temperature

خنک, کمی سرد
آنها در سایه خنک درختان در طول پیکنیک استراحت کردند.
having a temperature that is high but not hot, especially in a way that is pleasant

گرم
آنها از یک عصر تابستانی گرم در اطراف آتش کمپ لذت بردند.