مبتدیان 2 - کامپیوتر و رسانه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد کامپیوتر و رسانه ها، مانند "رادیو"، "دوربین" و "نمایش"، که برای دانش آموزان سطح مبتدی آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مبتدیان 2
computer [اسم]
اجرا کردن

کامپیوتر

Ex: She uses a computer to create digital art .

او از یک کامپیوتر برای خلق هنر دیجیتال استفاده می‌کند.

music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی

Ex: The soothing music helped everyone relax after a long day .

موسیقی آرامش‌بخش به همه کمک کرد تا پس از یک روز طولانی استراحت کنند.

camera [اسم]
اجرا کردن

دوربین

Ex: The detective checked the security footage from the camera .

کارآگاه تصاویر امنیتی را از دوربین بررسی کرد.

picture [اسم]
اجرا کردن

عکس

Ex: Digital cameras allow you to instantly view and share your pictures .

دوربین‌های دیجیتال به شما امکان می‌دهند که عکسهای خود را فوراً مشاهده و به اشتراک بگذارید.

radio [اسم]
اجرا کردن

رادیو

Ex: They turned off the radio when they went to sleep .

آنها رادیو را خاموش کردند وقتی به خواب رفتند.

telephone [اسم]
اجرا کردن

تلفن

Ex: The telephone rang , but no one answered .

تلفن زنگ خورد، اما کسی جواب نداد.

movie [اسم]
اجرا کردن

فیلم

Ex: We bought popcorn and soda to enjoy during the movie .

ما پاپکورن و نوشابه خریدیم تا در طول فیلم لذت ببریم.

sound [اسم]
اجرا کردن

صدا

Ex: The sound of footsteps echoed through the empty hallway .

صدای قدم‌ها در راهروی خالی طنین انداز شد.

news [اسم]
اجرا کردن

خبر

Ex: The journalist interviewed witnesses to gather firsthand news about the incident .

روزنامه‌نگار با شاهدان مصاحبه کرد تا اخبار دست اول درباره حادثه جمع‌آوری کند.

show [اسم]
اجرا کردن

برنامه (رادیویی یا تلویزیونی)

Ex:

شوی واقع‌نما زندگی افراد ساکن در یک خانه را دنبال می‌کند.

photograph [اسم]
اجرا کردن

عکس

Ex: The couple hired a professional photographer to take photographs at their wedding .

این زوج یک عکاس حرفه‌ای استخدام کردند تا عکس‌ها را در عروسیشان بگیرد.

newspaper [اسم]
اجرا کردن

روزنامه

Ex: The newspaper has a column where readers can write in and ask for advice .

روزنامه ستونی دارد که خوانندگان می‌توانند در آن بنویسند و درخواست مشاوره کنند.