پول
او به یک خیریه پول اهدا کرد تا به نیازمندان کمک کند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره پول، مانند "قیمت"، "هزینه" و "دلار" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح مبتدی آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پول
او به یک خیریه پول اهدا کرد تا به نیازمندان کمک کند.
دلار
بازی جدید شصت دلار هزینه دارد، اما من منتظر هستم تا حراج شود.
خرید
جشنواره شامل موسیقی، غذا و خرید بود.
قیمت داشتن
بلیطهای کنسرت هزینه بیشتری از آنچه انتظار داشتم داشتند، اما تجربه ارزشش را داشت.
خرج کردن
او بیشتر از آنچه باید برای غذا خوردن در بیرون خرج میکند.
خریدن
من همیشه محصولات تازه را از بازار محلی کشاورزان میخرم.
فروختن
برند مد میلیونها واحد از عطر جدید خود را فروخت.
پرداخت کردن
آنها به لولهکش برای تعمیر نشتی در آشپزخانه پرداخت کردند.
به شغلی مشغول بودن
او برای یک آژانس بازاریابی کار میکند.
گران
او یک ساعت گرانقیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.
ارزان
رستوران غذاهای خوشمزه را با قیمتهای ارزان سرو میکند.