مبتدیان 2 - از A به B بروید
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره رفتن از A به B، مانند "گذرنامه"، "رانندگی" و "ایستگاه" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح مبتدی آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a document for traveling between countries

گذرنامه, پاسپورت
مامور مهاجرت پاسپورت من را قبل از اعطای اجازه ورود بررسی کرد.
a piece of paper or card that shows you can do or get something, like ride on a bus or attend an event

بلیت
آنها بلیطهای ما را در ورودی استادیوم بررسی کردند.
to move or travel through the air

پرواز کردن
به ابرها نگاه کنید؛ هواپیماها باید همیشه از میان آنها پرواز کنند.
a flying vehicle with fixed wings that moves people and goods from one place to another through sky

هواپیما
هواپیما یک راه سریع برای سفر به مسافتهای طولانی است.
to control the movement and the speed of a car, bus, truck, etc. when it is moving

رانندگی کردن, راندن
لطفاً مراقب باشید و در محدوده سرعت مجاز رانندگی کنید.
a place where trains regularly stop for passengers to get on and off

ایستگاه قطار, ایستگاه راهآهن
ایستگاه قطار در مرکز شهر قرار داشت که برای مسافران راحت بود.
to sit on open-spaced vehicles like motorcycles or bicycles and be in control of their movements

راندن, سوار شدن
جان تصمیم گرفت با دوچرخه جادهای خود به سر کار برود، و یک رفت و آمد دوستدار محیط زیست و سلامتآگاه را انتخاب کرد.
a large place where planes take off and land, with buildings and facilities for passengers to wait for their flights

فرودگاه
او دو ساعت قبل از پروازش به فرودگاه رسید.
a place or building where we can get on or off a train or bus

ایستگاه (قطار یا اتوبوس)
ایستگاه در ساعت شلوغی پرازدحام است.
an underground railroad system, typically in a big city

مترو
صندلیهای مشخصی برای مسافران سالمند و باردار در مترو وجود دارد.
to travel or move from one location to another

رفتن
آیا این قطار به فرودگاه میرود؟
a span of time which we do not work or go to school, and spend traveling or resting instead, particularly in a different city, country, etc.

تعطیلات
من به یک تعطیلات نیاز دارم تا استراحت کنم و باتریهایم را شارژ کنم.
to move toward a location that the speaker considers to be close or relevant to them

آمدن
آنها به پارک آمدند تا فوتبال بازی کنند.
to quickly move from a higher place toward the ground

افتادن
برگها در پاییز از درختان میافتند.