مبتدیان 2 - آموزش و یادگیری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد آموزش و یادگیری، مانند "دانش آموز"، "سوال" و "خواندن"، آماده شده برای دانش آموزان سطح مبتدی را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مبتدیان 2
student [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز

Ex: The student raises their hand to answer the teacher 's question .

دانش‌آموز دستش را بلند می‌کند تا به سوال معلم پاسخ دهد.

homework [اسم]
اجرا کردن

تکلیف

Ex: They need to finish their English homework before the deadline .

آن‌ها باید تکالیف انگلیسی خود را قبل از مهلت تمام کنند.

question [اسم]
اجرا کردن

سؤال

Ex: The question requires critical thinking and analysis .

سوال نیازمند تفکر انتقادی و تحلیل است.

answer [اسم]
اجرا کردن

جواب

Ex: We eagerly awaited the expert 's answer to our inquiry about the mysterious phenomenon .

ما مشتاقانه منتظر پاسخ متخصص به پرسشمان در مورد پدیده مرموز بودیم.

to teach [فعل]
اجرا کردن

یاد دادن

Ex: He teaches math in high school and is very well-liked by students .

او در دبیرستان ریاضیات تدریس می‌کند و بسیار مورد علاقه دانش‌آموزان است.

to learn [فعل]
اجرا کردن

یاد گرفتن

Ex: I 'm eager to learn about different cultures .

من مشتاق یادگیری درباره فرهنگ‌های مختلف هستم.

to read [فعل]
اجرا کردن

خواندن

Ex: Can you read braille ?

آیا می‌توانید بریل بخوانید؟

to write [فعل]
اجرا کردن

نوشتن

Ex: He used a crayon to write his name on the art project .

او از یک مداد شمعی برای نوشتن نام خود روی پروژه هنری استفاده کرد.

example [اسم]
اجرا کردن

نمونه

Ex: This aspect stands out as a notable example .

این جنبه به عنوان یک مثال قابل توجه برجسته می‌شود.

sentence [اسم]
اجرا کردن

جمله

Ex: The teacher asked us to underline the verb in each sentence .

معلم از ما خواست که فعل را در هر جمله خط بکشیم.

word [اسم]
اجرا کردن

کلمه

Ex: Try to guess the word based on its context in the sentence .

سعی کنید کلمه را بر اساس زمینه آن در جمله حدس بزنید.

note [اسم]
اجرا کردن

یادداشت (جهت یادآوری)

Ex: The meeting minutes were recorded in detailed notes .
page [اسم]
اجرا کردن

صفحه

Ex:

مقاله روزنامه در صفحه اول بود.

story [اسم]
اجرا کردن

روایت

Ex: The local newspaper published a story about the charity event .

روزنامه محلی یک داستان درباره رویداد خیریه منتشر کرد.