مبتدیان 2 - ابزارهای آموزشی و مکان‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ابزارها و مکان‌های آموزشی، مانند "پاک‌کن"، "پیش‌دبستانی" و "دفترچه" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش‌آموزان سطح مبتدی آماده شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مبتدیان 2
book [اسم]
اجرا کردن

کتاب

Ex: She placed the book on the shelf and admired its colorful cover .

او کتاب را روی قفسه گذاشت و جلد رنگارنگ آن را تحسین کرد.

notebook [اسم]
اجرا کردن

دفتر

Ex: They exchange notes with classmates by borrowing each other 's notebooks .

آنها با قرض گرفتن دفترچه‌های یکدیگر با همکلاسی‌های خود یادداشت‌ها را مبادله می‌کنند.

bag [اسم]
اجرا کردن

کیف

Ex: She packed her swimming gear in a waterproof bag for the pool .

او وسایل شنا خود را در یک کیف ضد آب برای استخر بسته بندی کرد.

pen [اسم]
اجرا کردن

خودکار

Ex: They keep a collection of colorful pens for drawing and doodling .

آنها مجموعه‌ای از خودکارهای رنگی برای نقاشی و خط خطی کردن نگه می‌دارند.

pencil [اسم]
اجرا کردن

مداد

Ex: She sharpens her pencil before starting her math homework .

او مداد خود را قبل از شروع تکالیف ریاضی تیز می‌کند.

eraser [اسم]
اجرا کردن

پاک‌کن

Ex: She shares her eraser with her classmates during exams .

او پاک‌کن خود را با همکلاسی‌هایش در طول امتحانات به اشتراک می‌گذارد.

marker [اسم]
اجرا کردن

ماژیک

Ex: They use washable markers for coloring books and crafts .

آنها از ماژیک‌های قابل شستشو برای کتاب‌های رنگ‌آمیزی و کاردستی استفاده می‌کنند.

map [اسم]
اجرا کردن

نقشه

Ex: She unfolded the map to find the location of the tourist attractions .

او نقشه را باز کرد تا مکان جاذبه‌های گردشگری را پیدا کند.

dictionary [اسم]
اجرا کردن

واژه‌نامه

Ex: The online dictionary provides pronunciation guides for difficult words .

فرهنگ لغت آنلاین راهنمای تلفظ برای کلمات دشوار ارائه می‌دهد.

school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

college [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: Many students from rural areas move to urban areas to attend college and pursue higher education .

بسیاری از دانش‌آموزان از مناطق روستایی به مناطق شهری نقل مکان می‌کنند تا در دانشگاه تحصیل کنند و آموزش عالی را دنبال کنند.

university [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: We have a university lecture on art history this afternoon .

ما امروز بعدازظهر یک سخنرانی در دانشگاه درباره تاریخ هنر داریم.

preschool [اسم]
اجرا کردن

پیش‌دبستانی

Ex: She is learning numbers and letters at preschool to prepare for kindergarten .

او در پیش‌دبستانی در حال یادگیری اعداد و حروف است تا برای مهدکودک آماده شود.

classroom [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: They work on group projects together in the classroom .

آن‌ها روی پروژه‌های گروهی در کلاس درس با هم کار می‌کنند.

class [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: The class enjoyed a field trip to the museum , where they explored exhibits related to their history curriculum .

کلاس از یک سفر علمی به موزه لذت بردند، جایی که آنها نمایشگاه‌های مرتبط با برنامه درسی تاریخ خود را کشف کردند.