مراقبت های شخصی - رفع موهای زائد

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به از بین بردن مو مانند "موم"، "تیغ" و "افترشیو" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مراقبت های شخصی
to wax [فعل]
اجرا کردن

موم انداختن

Ex: She decided to wax her upper lip to remove the fine hair and achieve a polished look .

او تصمیم گرفت برای از بین بردن موهای ریز و دستیابی به ظاهری صیقلی، لب بالایی خود را موم بزند.

waxing [اسم]
اجرا کردن

اپیلاسیون با موم

اجرا کردن

الکترولیز

Ex: After several electrolysis sessions , he experienced significant hair reduction and increased self-confidence .

پس از چند جلسه الکترولیز، او کاهش قابل توجه موها و افزایش اعتماد به نفس را تجربه کرد.

shaving [اسم]
اجرا کردن

اصلاح صورت یا بدن

to shave [فعل]
اجرا کردن

تراشیدن

Ex: She shaves her legs regularly to maintain smooth skin .

او به طور منظم پاهایش را می‌تراشد تا پوستی صاف داشته باشد.

aftershave [اسم]
اجرا کردن

افترشیو

Ex: The barber applied a soothing aftershave to his freshly shaved face .

آرایشگر یک لوسیون بعد از اصلاح آرام‌بخش به صورت تازه اصلاح شده‌اش زد.

to pluck [فعل]
اجرا کردن

برداشتن (اَبرو)

Ex: After noticing a few unruly hairs , she decided to pluck her eyebrows to maintain a polished look .

پس از مشاهده چند موی نامرتب، او تصمیم گرفت ابروهایش را بکند تا ظاهری آراسته حفظ کند.

razor [اسم]
اجرا کردن

تیغ

Ex: He nicked himself with the razor while shaving and applied a small bandage .

او با تیغ در حال اصلاح خود را برید و یک چسب زخم کوچک گذاشت.

shaver [اسم]
اجرا کردن

ریش‌تراش برقی

Ex: The shaver 's blades are designed for a close and comfortable shave .

تیغه‌های ریش‌تراش برای اصلاح نزدیک و راحت طراحی شده‌اند.

to razor [فعل]
اجرا کردن

اصلاح کردن (صورت یا بدن)

اجرا کردن

کرم اصلاح

Ex: They make shaving cream for sensitive skin to avoid redness .

آنها کرم اصلاح برای پوست‌های حساس می‌سازند تا از قرمزی جلوگیری کنند.

wax [اسم]
اجرا کردن

موم

Ex: Bees produce natural wax for their honeycombs .

زنبورها موم طبیعی برای کندوهای عسل خود تولید می‌کنند.

nose wax [اسم]
اجرا کردن

اصلاح موهای زائد داخل بینی با وکس

Ex: The beauty technician recommended a nose wax as part of the grooming package .

تکنسین زیبایی موم بینی را به عنوان بخشی از بسته آرایشی توصیه کرد.

اجرا کردن

کف ریش تراشی

Ex: He always keeps an extra can of shaving foam in his travel bag .

او همیشه یک قوطی اضافی کف ریش تراش در کیف سفرش نگه می‌دارد.