مراقبت های شخصی - مراقبت از بدن

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مراقبت از بدن مانند "حمام کردن"، "اسپا" و "لایه برداری" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مراقبت های شخصی
ablution [اسم]
اجرا کردن

شستشو

Ex: Her ablution was quiet and meditative .

وضو او آرام و مراقبه‌ای بود.

bath [اسم]
اجرا کردن

حمام

Ex: Our cat hates having a bath .

گربه ما از گرفتن حمام متنفر است.

to bathe [فعل]
اجرا کردن

حمام کردن

Ex: After a long day at the beach , they return home to bathe and remove the sand .

پس از یک روز طولانی در ساحل، آنها به خانه برمی‌گردند تا حمام کنند و شن را از بین ببرند.

bubble bath [اسم]
اجرا کردن

حمام حباب

Ex: The scent of the bubble bath filled the room , adding to the peaceful atmosphere .

عطر حمام حباب اتاق را پر کرد و به فضای آرام افزود.

to clean up [فعل]
اجرا کردن

تمیز کردن

Ex:

بعد از مهمانی، همه برای تمیز کردن تزئینات و غذای باقی مانده کمک کردند.

اجرا کردن

حمام کردن و لباس تمیز پوشیدن

Ex: Before the party , they freshened up their appearances by getting dressed and styling their hair .

قبل از مهمانی، آنها با پوشیدن لباس و آرایش موهایشان ظاهر خود را تازه کردند.

shower [اسم]
اجرا کردن

دوش‌گرفتن

Ex: In the summer , a cold shower can be very refreshing .

در تابستان، یک دوش سرد می‌تواند بسیار طراوت‌بخش باشد.

to shower [فعل]
اجرا کردن

دوش گرفتن

Ex: Please remember to shower before entering the swimming pool .

لطفاً قبل از ورود به استخر دوش گرفتن را فراموش نکنید.

to soak [فعل]
اجرا کردن

خیساندن

Ex: She soaked the fabric in a dye solution to change its color .

او پارچه را در یک محلول رنگ خیساند تا رنگ آن را تغییر دهد.

to wash [فعل]
اجرا کردن

حمام کردن

Ex: She likes to wash her hair every other day to keep it healthy .

او دوست دارد موهایش را هر دو روز یک بار بشوید تا سالم بماند.

to wash up [فعل]
اجرا کردن

دست و صورت شستن

Ex: It 's essential to wash up before handling food to maintain proper hygiene .

شستن قبل از دست زدن به غذا برای حفظ بهداشت مناسب ضروری است.

to scrub [فعل]
اجرا کردن

با فرچه یا برس تمیز کردن

Ex: Before painting , they scrub the walls to remove any dirt or grease .

قبل از نقاشی، آنها دیوارها را می‌سایند تا هرگونه کثیفی یا چربی را از بین ببرند.

to rinse [فعل]
اجرا کردن

با آب تمیز شستن

Ex: After scrubbing the floor , he rinsed it with clean water .

بعد از شستن کف، او آن را با آب تمیز آبکشی کرد.

to shampoo [فعل]
اجرا کردن

شامپو زدن

Ex:

آرایشگر قبل از شروع به اصلاح مو، موهای مشتری را شامپو می‌کند.

spa [اسم]
اجرا کردن

اِسپا

Ex: The luxury spa provides a tranquil atmosphere with soothing music and soft lighting .

اسپا لوکس با موسیقی آرام‌بخش و نورپردازی نرم، فضایی آرام فراهم می‌کند.

to lather [فعل]
اجرا کردن

صابون زدن و کف ایجاد کردن