مراقبت های شخصی - مراقبت از کودک

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مرتبط با مراقبت از نوزاد مانند "قنداق کردن"، "قولنج" و "شیر دادن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مراقبت های شخصی
to burp [فعل]
اجرا کردن

آروغ بچه را گرفتن

Ex: After the bottle , she burped him , helping him feel more comfortable .

بعد از شیشه، او را آروغ زد، که به او کمک کرد احساس راحتی بیشتری کند.

to wind [فعل]
اجرا کردن

آروغ بچه را گرفتن

to wean [فعل]
اجرا کردن

از شیر گرفتن

Ex: Pediatricians provide guidance on the best practices for weaning infants and introducing a variety of foods .

متخصصان اطفال راهنمایی‌هایی در مورد بهترین روش‌ها برای از شیر گرفتن نوزادان و معرفی انواع غذاها ارائه می‌دهند.

to put down [فعل]
اجرا کردن

قرار دادن نوزاد در تخت یا گهواره

Ex:

به عنوان بخشی از برنامه خوابشان، آنها قبل از خواباندن دوقلوها یک داستان می‌خوانند.

اجرا کردن

مرخصی زایمان

Ex: After her maternity leave , she plans to return to work part-time initially .

پس از مرخصی زایمان، او قصد دارد ابتدا به صورت پاره‌وقت به کار بازگردد.

to nurse [فعل]
اجرا کردن

شیر دادن

Ex: She took a break from work to nurse her child during lunchtime .

او برای شیر دادن به فرزندش در وقت ناهار از کار استراحت کرد.

neonatal [صفت]
اجرا کردن

مربوط به دوره نوزادی

motherese [اسم]
اجرا کردن

زبان بچگانه استفاده شده توسط بزرگسالان

to feed [فعل]
اجرا کردن

غذا خوردن

Ex: The baby fed quietly , soothed by the gentle rocking .

نوزاد آرام غذا می‌خورد، با تکان ملایم آرام شده بود.

to dandle [فعل]
اجرا کردن

به آرامی تکان دادن بچه

colic [اسم]
اجرا کردن

قولنج نوزادی

to change [فعل]
اجرا کردن

عوض کردن (لباس یا پوشک بچه)

Ex: Can you please change the baby while I prepare her bottle ?

میشه لطفاً بچه رو عوض کنی در حالی که من شیشه شیرش رو آماده می‌کنم؟

اجرا کردن

شیر دادن

Ex: The decision to breastfeed is a personal one , influenced by factors such as health , lifestyle , and individual preferences .

تصمیم به شیردهی یک تصمیم شخصی است، که تحت تأثیر عواملی مانند سلامتی، سبک زندگی و ترجیحات فردی قرار می‌گیرد.

to sit [فعل]
اجرا کردن

مراقبت کردن (از بچه دیگران)

Ex:

وقتی نوجوان بودم برای خانواده‌های مختلف در محله‌ام نگهداری بچه می‌کردم.

to babysit [فعل]
اجرا کردن

پرستاری بچه کردن

Ex: They hired a teenager to babysit their three-year-old daughter .

آن‌ها یک نوجوان را برای نگهداری از دختر سه‌ساله‌شان استخدام کردند.

babysitter [اسم]
اجرا کردن

پرستار کودک

Ex: The babysitter prepared snacks for the kids and helped them with their homework .

پرستار بچه برای بچه‌ها تنقلات آماده کرد و در تکالیفشان به آن‌ها کمک کرد.