رفتن
او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.
در اینجا واژگان درس 7C از کتاب درسی English File Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "اتوبوس"، "پیاده روی"، "تعطیلات" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
رفتن
او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.
توسط
مسئله با افزایش آگاهی مورد توجه قرار گرفت.
اتوبوس
اتوبوس ما را به مرکز شهر برد جایی که مغازهها و جاذبهها را کشف کردیم.
خودرو
آنها ماشین قدیمی خود را میفروشند و یک ماشین جدید میخرند.
هواپیما
او تماشا کرد که هواپیما در دوردست ناپدید شد.
برای
من یک هدیهی غافلگیرکننده برای فارغالتحصیلی خواهرم آماده کردهام.
یک (برای بیان اسامی کلی و غیر مشخص)
او میخواهد یک سگ از پناهگاه بپذیرد.
پیادهروی
شهر یک پیادهروی تاریخی در شهر قدیمی ترتیب داد.
خانه
او از پختن غذا برای خانوادهاش در آشپزخانه خانهشان لذت میبرد.
از (اشاره به مبدأ مکانی)
او از یک شهر کوچک در میدوست میآید.
مدرسه
ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.
بیرون رفتن
آنها اغلب آخر هفتهها بیرون میروند تا رستورانهای جدید را کشف کنند.
در (حرف اضافه زمان)
مسابقه فوتبال روز یکشنبه است.
خرید
جشنواره شامل موسیقی، غذا و خرید بود.
به
آنها به سمت قله کوه پیادهروی میکنند تا منظرهای خیرهکننده ببینند.
رستوران
آنها در رستوران منوی کودکان دارند، که آن را برای خانوادهها مناسب میکند.
دیر
پاسخ دیر هنگام مشتری، زمانبندی پروژه را به تأخیر انداخت.
کلیسا
پنجرههای شیشهرنگی در کلیسا صحنههایی از کتاب مقدس را به تصویر میکشید.
مسجد
گنبد مسجد با طرحهای هندسی پیچیده و خوشنویسی تزیین شده بود.
حرف تعریف
او به مغازه رفت تا مواد لازم برای شام را بخرد.
ساحل
ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت میبردند.
بهسوی عقب
او به عقب برگشت تا به او کمی فضا بدهد.
کار
او به کار خود به عنوان یک معلم افتخار می کند، هر روز ذهن های جوان را شکل می دهد.
روز تعطیل
ما یک آخر هفته طولانی داریم چون دوشنبه تعطیل است.
دوچرخه
بچهها دوست دارند با دوچرخههایشان در محله بگردند.
صبحانه
کافه یک ساندویچ صبحانه خوشمزه با تخم مرغ، پنیر و ژامبون روی یک بگل تست شده سرو کرد.
ناهار
بعضی از افراد وقتی مشغول هستند یا گرسنه نیستند، انتخاب میکنند که ناهار را حذف کنند.
شام
آنها یک شام خانوادگی با مرغ کبابی، برنج و بروکلی بخارپز داشتند.
نوشیدنی
من همیشه صبحم را با یک نوشیدنی گرم، مثل چای یا قهوه شروع میکنم.
خوب
کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.
ساندویچ
او ساندویچ را در فویل پیچید تا برای بعد تازه بماند.
دوشگرفتن
در تابستان، یک دوش سرد میتواند بسیار طراوتبخش باشد.
شنا
بعد از یک پیادهروی طولانی، آنها تصمیم گرفتند برای خنک شدن یک شنا سریع در رودخانه داشته باشند.
دریافت کردن
آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟
روزنامه
روزنامه ستونی دارد که خوانندگان میتوانند در آن بنویسند و درخواست مشاوره کنند.
تاکسی
من یک تاکسی با یک غریبه که به همان سمت میرفت شریک شدم.
ایمیل
او یک ایمیل گروهی به تمام اعضای کلاب فرستاد.
لباسپوشیده
بچهها برای گردش زمستانی با کلاه، دستکش و کتهای ضخیم گرم پوشیده بودند.
فرودگاه
فرودگاه شلوغ از مسافرانی بود که برای تعطیلات به خانه میرفتند.
بلند شدن (از رختخواب)
هر صبح، او زود بلند میشود تا مدیتیشن کند و برای روز آماده شود.