کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی - درس 3A

در اینجا واژگان درس 3A از کتاب درسی English File Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "خروج"، "چک این"، "ترولی" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی
airport [اسم]
اجرا کردن

فرودگاه

Ex: The airport was crowded with travelers heading home for the holidays .

فرودگاه شلوغ از مسافرانی بود که برای تعطیلات به خانه می‌رفتند.

arrival [اسم]
اجرا کردن

رسیدن

Ex:

شرکت هواپیمایی مسافران را از زمان ورود پیش‌بینی شده به مقصدشان مطلع کرد.

bag drop [اسم]
اجرا کردن

محل تحویل چمدان (فرودگاه)

Ex: She was relieved to find a bag drop at the train station , allowing her to enjoy the day without carrying heavy luggage .

او از پیدا کردن یک محل تحویل چمدان در ایستگاه قطار احساس آرامش کرد، که به او اجازه داد بدون حمل بارهای سنگین از روز لذت ببرد.

اجرا کردن

محل دریافت بار (فرودگاه)

Ex: The airport provided clear signs to guide passengers to the baggage claim .

فرودگاه علائم واضحی را برای هدایت مسافران به تحویل بار فراهم کرد.

check-in [اسم]
اجرا کردن

ثبت ورود (در هتل

Ex: As part of the check-in process , guests are required to present a valid ID and provide a credit card for incidental charges .

به عنوان بخشی از فرآیند چک‌این، مهمانان ملزم به ارائه شناسنامه معتبر و ارائه کارت اعتباری برای هزینه‌های احتمالی هستند.

departure [اسم]
اجرا کردن

عزیمت

Ex: They gathered at the airport to see off their friend before her departure for overseas .

آن‌ها در فرودگاه جمع شدند تا دوستشان را قبل از حرکت به خارج از کشور بدرقه کنند.

gate [اسم]
اجرا کردن

دروازه

Ex: There 's a small gate at the back of the house .

یک دروازه کوچک در پشت خانه وجود دارد.

lift [اسم]
اجرا کردن

آسانسور

Ex: He held the lift door open for her as she rushed in .

او در آسانسور را برایش باز نگه داشت در حالی که او عجله داشت داخل شود.

terminal [اسم]
اجرا کردن

پایانه (اتوبوس، هواپیما و غیره)

Ex: He met his friend at the terminal after a long journey .

او پس از یک سفر طولانی دوستش را در ترمینال ملاقات کرد.

trolley [اسم]
اجرا کردن

چرخ (حمل بار)

Ex: After loading the trolley with supplies , he wheeled it back to the storage room for the event preparation .

پس از بارگیری واگن با لوازم، آن را به اتاق ذخیره‌سازی برای آماده‌سازی رویداد بازگرداند.

customs [اسم]
اجرا کردن

گمرک

Ex: There was a long line at customs , with travelers waiting to have their passports stamped .

در گمرک صف طولانی وجود داشت، مسافران منتظر مهر شدن پاسپورت‌هایشان بودند.