واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 1

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
phobia [اسم]
اجرا کردن

هراس

Ex: His fear of flying is more than just nervousness ; it ’s a phobia that prevents him from traveling by airplane .

ترس او از پرواز بیش از فقط عصبی بودن است؛ این یک فوبیا است که مانع سفر او با هواپیما می‌شود.

Anglophobia [اسم]
اجرا کردن

بیزاری یا ترس از انگلیسی‌ها

Ex: Despite her love for traveling , Jane 's anglophobia kept her from considering a trip to England .

علیرغم عشقش به سفر، انگلوفوبیا جین او را از در نظر گرفتن سفر به انگلستان بازداشت.

acrophobia [اسم]
اجرا کردن

ترس از بلندی

Ex: His acrophobia was triggered during a visit to the observation deck .

ترس از ارتفاع او در طول بازدید از عرشه مشاهده تحریک شد.

xenophobia [اسم]
اجرا کردن

بیگانه‌هراسی

Ex: The rise of xenophobia is often linked to economic insecurity or political instability , as people may seek scapegoats for their own problems .

افزایش بیگانه‌هراسی اغلب با ناامنی اقتصادی یا بی‌ثباتی سیاسی مرتبط است، زیرا مردم ممکن است به دنبال قربانی برای مشکلات خود باشند.

zodiac [اسم]
اجرا کردن

زودیاک

Ex: He studied the zodiac to determine his sun and rising signs .
zodiacal [صفت]
اجرا کردن

مربوط به منطقه‌البروج

Ex: He is consulting his zodiacal chart to determine his compatibility with different signs .

او در حال مشورت با نمودار زودیاک خود است تا سازگاری خود را با علائم مختلف تعیین کند.

to vex [فعل]
اجرا کردن

آزردن

Ex: The continuous interruptions were vexing her .

وقفه‌های مداوم او را آزار می‌داد.

vexation [اسم]
اجرا کردن

آزار

Ex: The buzzing mosquito was a minor vexation during the hike .

پشه وزوز کننده یک آزار جزئی در طول پیاده‌روی بود.

vexatious [صفت]
اجرا کردن

دردسرساز

Ex: The constant interruptions were a vexatious hindrance to her productivity .

مزاحمت‌های مداوم یک مانع آزاردهنده برای بهره‌وری او بودند.

divagation [اسم]
اجرا کردن

سرگردانی

Ex: The hiker 's divagation from the marked trail led them deeper into the forest , causing them to lose their way .

انحراف کوهنورد از مسیر علامت‌گذاری شده آن‌ها را به اعماق جنگل کشاند و باعث شد راه خود را گم کنند.

divergence [اسم]
اجرا کردن

واگرایی

Ex: The divergence in the data made it difficult to reach a clear conclusion .

واگرایی در داده‌ها رسیدن به یک نتیجه‌گیری روشن را دشوار کرد.

divergent [صفت]
اجرا کردن

متفاوت

Ex: The novel presents a divergent perspective on historical events .

رمان یک دیدگاه واگرا در مورد رویدادهای تاریخی ارائه می‌دهد.

diverse [صفت]
اجرا کردن

متنوع

Ex: The museum 's collection includes diverse artworks from around the world .

مجموعه موزه شامل آثار هنری متنوع از سراسر جهان است.

diversion [اسم]
اجرا کردن

سرگرمی

Ex: Music serves as a wonderful diversion during long commutes , making the journey more enjoyable .

موسیقی به عنوان یک سرگرمی فوق العاده در طول سفرهای طولانی عمل می کند، که سفر را لذت بخش تر می کند.

diversity [اسم]
اجرا کردن

تنوع

Ex: The conference highlighted the diversity of scientific thought , with speakers presenting on a wide range of topics .

کنفرانس تنوع تفکر علمی را برجسته کرد، با سخنرانانی که در مورد طیف گسترده‌ای از موضوعات ارائه دادند.

to divert [فعل]
اجرا کردن

منحرف شدن

Ex: The airplane 's flight path had to divert slightly to avoid a flock of birds in its trajectory .

مسیر پرواز هواپیما مجبور شد کمی منحرف شود تا از دسته ای از پرندگان در مسیر خود اجتناب کند.

kiln [اسم]
اجرا کردن

کوره (سفال، سرامیک و...)

Ex: The brick factory uses a large kiln to bake the bricks before they are ready for construction .

کارخانه آجر از یک کوره بزرگ برای پخت آجرها قبل از آماده شدن برای ساخت و ساز استفاده می‌کند.