signifying the highest or most significant degree

نهایی, غایی
صحنه پایانی فیلم پیچ نهایی را ارائه داد، تماشاگران را شگفتزده کرد و داستان را به بالاترین سطح تعلیق رساند.
a final and serious demand made by one person to another, which includes consequences if the demand is not met

واپسین هشدار
او به او یک اولتیماتوم داد: یا او با برنامه موافقت میکند، یا او میرود.
to slowly damage and ruin something by exposing it to air, water, or acids

خوردن
باران اسیدی مجسمههای سنگی باستانی را خورد و باعث شد که با گذشت زمان جزئیات پیچیدهی خود را از دست بدهند.
the gradual destruction of materials by chemical reaction, usually of metals

خوردگی
نگهداری منظم برای جلوگیری از خوردگی و افزایش عمر سازههای فلزی ضروری است.
having the ability to cause damage or destruction, especially through chemical reactions

خورنده
تأثیر خورنده تفکر منفی میتواند سلامت روان را تضعیف کند.
something that a lot of people consider to be true but is not

باور غلط
بسیاری از افراد این توهم را دارند که شکر باعث بیشفعالی در کودکان میشود، اگرچه تحقیقات بارها ثابت کردهاند که این باور نادرست است.
creating a false or misleading impression

واهی, خیالی
تصور فریبنده یک زندگی کامل که در رسانههای اجتماعی به تصویر کشیده میشود میتواند گمراهکننده باشد، زیرا اغلب واقعیتها و چالشهایی را که افراد با آن مواجه هستند پنهان میکند.
giving a false impression of reality

وهمی, خیالی
جلوههای صوتی وهمی در فیلم ترسناک بینندگان را به پریدن واداشت، هرچند هیچ خطر واقعی وجود نداشت.
highly distinguished, admired, or well-known due to exceptional and outstanding characteristics or features

نامی, برجسته
رمانهای برجسته نویسنده مشهور، خوانندگان را در سراسر جهان مجذوب خود کرده است.
the abilities of the mind such as thinking, learning, and problem-solving

توانایی ذهنی
ذهنیت انعطافپذیر نوح به او کمک میکند تا از شکستها بهبود یابد و در پیگیری اهدافش مصمم بماند.
a reliable and experienced person who helps those with less experience

مربی, مرشد
منتورها نقش مهمی در استقبال از کارمندان جدید و کمک به آنها برای انطباق با فرهنگ محیط کار دارند.
to combine multiple individual bets into one larger bet, with the potential for a higher payout if all of the individual bets are successful

مبلغ اولیه یا برده را از طریق شرطبندی بیشتر کردن
بازیکنهای پوکر گاهی تبدیل میکنند یک پشته میز را به خرید در یک بازی با شرطهای بالاتر.
to discuss the terms of an agreement with an opposing side, usually an enemy

مذاکره کردن, گفتگو کردن
ما ساعتها مذاکره کردیم اما نتوانستیم در مورد مسائل کلیدی که دو کشور ما را تقسیم میکند به توافق برسیم.
to make someone familiar with a person or thing by introducing or providing information about them

آشنا کردن
معلم در اولین روز مدرسه دانشآموزان را با قوانین و انتظارات کلاس آشنا خواهد کرد.
to reluctantly accept something without protest

به چیزی تن دادن, با اکراه با چیزی موافقت کردن
شرکت با اکراه به خواستههای کارگران اعتصابی تسلیم شد و موافقت کرد که برای شرایط کاری بهتر مذاکره کند.
to buy or begin to have something

بهدست آوردن, صاحب شدن
شرکت در حال حاضر در حال اکتساب فناوری پیشرفته برای باقی ماندن در رقابت است.
having a strong desire or tendency to obtain, collect, or possess things, often material possessions

حریص, اکتساب کننده، طماع، زیادهخواه، زیادهطلب
ذهنیت اکتسابی جامعه تأکید شدیدی بر داراییهای مادی گذاشت، که منجر به تمایل مداوم به بیشتر شد.
to officially decide and declare in a law court that someone is not guilty of a crime

تبرئه کردن
هیئت منصفه به اتفاق آرا تصمیم به تبرئه متهم به دلیل عدم وجود شواهد کافی گرفت.
a mark of shame attached to a person or condition, often resulting in exclusion or discrimination

لکه ننگ
طلاق گرفته بودن قبلاً یک ننگ بود، اما نگرشها تغییر کردهاند.
to create marks or scars on the body, often intentionally, as a religious or spiritual practice

زخم زدن
زائران مذهبی یک زیارت را انجام دادند که شامل راه رفتن روی زانوهایشان برای مایلها بود، با رضایت درد و ناراحتی را تحمل کردند تا بدنهایشان را نشانهگذاری کنند و ایمانشان را نشان دهند.
