signifying the highest or most significant degree

نهایی, غایی
برنده شدن در قهرمانی، دستاورد نهایی دوران حرفهای او بود.
a final and serious demand made by one person to another, which includes consequences if the demand is not met

واپسین هشدار
اولتیماتوم رئیسجمهور به حزب مخالف فضای کمی برای مذاکره باقی گذاشت.
to slowly damage and ruin something by exposing it to air, water, or acids

خوردن
باران اسیدی مجسمههای سنگی باستانی را خورد و باعث شد که با گذشت زمان جزئیات پیچیدهی خود را از دست بدهند.
the gradual destruction of materials by chemical reaction, usually of metals

خوردگی
قرار گرفتن در معرض رطوبت، خوردگی فلزات را تسریع میکند.
having the ability to cause damage or destruction, especially through chemical reactions

خورنده
تأثیر خورنده تفکر منفی میتواند سلامت روان را تضعیف کند.
something that a lot of people consider to be true but is not

باور غلط
بسیاری از افراد این توهم را دارند که شکر باعث بیشفعالی در کودکان میشود، اگرچه تحقیقات بارها ثابت کردهاند که این باور نادرست است.
creating a false or misleading impression

واهی, خیالی
موفقیت او فریبنده بود، بر پایه فریب ساخته شده بود.
giving a false impression of reality

وهمی, خیالی
در گرمای بیابان، سراب یک واحه خیالی ایجاد کرد که با بررسی دقیق ناپدید شد.
the abilities of the mind such as thinking, learning, and problem-solving

توانایی ذهنی
ذهنیت انعطافپذیر نوح به او کمک میکند تا از شکستها بهبود یابد و در پیگیری اهدافش مصمم بماند.
a reliable and experienced person who helps those with less experience

مربی, مرشد
منتور او را تشویق کرد تا اهداف بلندپروازانهای تعیین کند و منابع لازم و تشویق را برای کمک به آنها در دستیابی به موفقیت فراهم کرد.
to combine multiple individual bets into one larger bet, with the potential for a higher payout if all of the individual bets are successful

مبلغ اولیه یا برده را از طریق شرطبندی بیشتر کردن
بازیکنهای پوکر گاهی تبدیل میکنند یک پشته میز را به خرید در یک بازی با شرطهای بالاتر.
to discuss the terms of an agreement with an opposing side, usually an enemy

مذاکره کردن, گفتگو کردن
مذاکرهکنندگان با موفقیت با نمایندگان اتحادیه مذاکره کردند و به سازشی در مورد اختلاف کار رسیدند.
to make someone familiar with a person or thing by introducing or providing information about them

آشنا کردن
در رویداد شبکهسازی، او تلاش کرد تا دوستش را با حرفهایهای تأثیرگذار در صنعت آشنا کند.
to reluctantly accept something without protest

به چیزی تن دادن, با اکراه با چیزی موافقت کردن
هیئت مدیره با اکراه به تصمیم مدیرعامل رضایت داد، اگرچه برخی از اعضا مخالف بودند.
to buy or begin to have something

بهدست آوردن, صاحب شدن
او یک نقاشی نادر برای مجموعهاش در حراجی به دست آورد.
having a strong desire or tendency to obtain, collect, or possess things, often material possessions

حریص, اکتساب کننده، طماع، زیادهخواه، زیادهطلب
ذهنیت اکتسابی جامعه تأکید شدیدی بر داراییهای مادی گذاشت، که منجر به تمایل مداوم به بیشتر شد.
to officially decide and declare in a law court that someone is not guilty of a crime

تبرئه کردن
فرآیند تبرئه در نهایت منجر به تصمیم دادگاه برای تبرئه متهم از تمامی اتهامات شد.
a mark of shame attached to a person or condition, often resulting in exclusion or discrimination

لکه ننگ
طلاق گرفته بودن قبلاً یک ننگ بود، اما نگرشها تغییر کردهاند.
to create marks or scars on the body, often intentionally, as a religious or spiritual practice

زخم زدن
زائران مذهبی یک زیارت را انجام دادند که شامل راه رفتن روی زانوهایشان برای مایلها بود، با رضایت درد و ناراحتی را تحمل کردند تا بدنهایشان را نشانهگذاری کنند و ایمانشان را نشان دهند.
