نهایی
برای بسیاری، صعود به کوه اورست آزمون نهایی استقامت و عزم است.
نهایی
برای بسیاری، صعود به کوه اورست آزمون نهایی استقامت و عزم است.
واپسین هشدار
پس از ماهها مذاکره، دیپلمات یک اولتیماتوم برای حل بحران ارائه داد.
خوردن
رطوبت بالا در زیرزمین عکسهای قدیمی را خورد داد، باعث شد که آنها محو و خراب شوند.
خوردگی
خوردگی یک فرآیند طبیعی است که میتوان آن را کند کرد اما به طور کامل متوقف نشد.
خورنده
طبیعت خورنده محلول تمیزکننده باعث تغییر رنگ روی کانتر شد.
باور غلط
توهم اینکه خوردن هویج بینایی شبانه را بهبود میبخشد، ادامه دارد، اگرچه توسط مطالعات علمی پشتیبانی نمیشود.
واهی
گنج فریبنده از آب درآمد، هرگز واقعی نبود.
وهمی
حقههای شعبدهباز یک احساس خیالی از اشیاء که ظاهر و ناپدید میشدند ایجاد کرد.
نامی
کلیسای جامع تاریخی شهر یک شاهکار معماری برجسته است که بازدیدکنندگان را از سراسر جهان جذب میکند.
توانایی ذهنی
ذهنیت عالی خواندن سارا به او توانایی درک و به خاطر سپردن داستانها را به راحتی میدهد، که او را به یک خواننده مشتاق تبدیل میکند.
مربی
منتور مشاوره و پشتیبانی بینظیری به کارمندان جدید ارائه داد و به آنها کمک کرد تا با نقشهای خود در شرکت سازگار شوند.
مبلغ اولیه یا برده را از طریق شرطبندی بیشتر کردن
من میخواستم برد 20 دلاری خود را با یک شرط دیگر به یک پرداخت حتی بزرگتر پارلی کنم.
مذاکره کردن
دیپلماتها ساعتها مذاکره کردند، در تلاش برای یافتن زمینه مشترک برای یک توافق صلح.
آشنا کردن
قبل از پروژه تیمی، مدیر ابتکار عمل را به دست گرفت تا همه را با همکار جدیدشان آشنا کند، و بینشهایی درباره پیشینه و مهارتهایشان به اشتراک بگذارد.
به چیزی تن دادن
در نهایت او به شرایط قرارداد رضایت داد، اگرچه کاملاً از آنها راضی نبود.
بهدست آوردن
او پس از ماهها پسانداز کردن یک ماشین جدید خرید.
حریص
کلکسیونر حریص با اشتیاق به دنبال سکههای نادر و باارزش بود تا به مجموعه گسترده خود اضافه کند.
تبرئه کردن
تیم حقوقی به طور فعال با استفاده از استراتژیهای حقوقی پیشرفته افراد را تبرئه میکرد.
لکه ننگ
بیماری روانی هنوز در بسیاری از جوامع ننگ به همراه دارد.
زخم زدن
خالکوبی آیینی که توسط بزرگان قبیله انجام میشد، راهی برای نشان گذاشتن بر بدن جوانان تازهوارد بود، که نشانگر گذار آنها به بزرگسالی و ارتباط روحانی بود.