کتاب 'تاپ ناچ' 3A - واحد 3 - درس 4
در اینجا واژگان از واحد 3 - درس 4 در کتاب درسی Top Notch 3A را پیدا خواهید کرد، مانند "اعلامیه"، "سکو"، "دستی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to decide on and make arrangements or preparations for something ahead of time

برنامهریزی کردن, برنامه ریختن
ماهها قبل از عروسی، آنها هر جزئیات را به کمال برنامهریزی کردند.
to own, manage, or organize something such as a business, campaign, a group of animals, etc.

اداره کردن, کنترل کردن، مدیریت کردن
کارمندان امیدوار به تغییراتی در نحوه مدیریت شرکت هستند.
anything that takes place, particularly something important

اتفاق, رخداد
شرکت در جشنواره موسیقی سالانه رویداد برجسته تابستان بود.
to send something to a number of people or places

فرستادن, منتشر کردن، توزیع کردن
مدرسه در پایان ترم کارنامهها را به والدین فرستاد.
an official or public statement that contains information about something, particularly a present or future occurrence

اطلاعیه, اعلان، اعلامیه
سازمان یک اعلامیه درباره دستورالعملهای جدید عضویت صادر کرد.
to prepare things in anticipation of a specific purpose or event

راه اندازی کردن, آماده کردن
او برای این مناسبت خاص میز را با ظروف شام زیبا چید.
a space in a building with walls, a floor, and a ceiling where people do different activities

اتاق
من یک اتاق آرام برای مطالعه برای امتحاناتم پیدا کردم.
a device used for making images or videos appear on a screen, wall, or other flat surfaces

پروژکتور
آنها یک پروژکتور در حیاط خلوت برای یک شب فیلم در فضای باز راهاندازی کردند، تصاویری بزرگتر از زندگی را بر روی یک ملافه سفید آویزان بین درختان نمایش دادند.
to place something somewhere noticeable

قرار دادن, نصب کردن
شهر تابلوهای خیابانی را نصب کرد تا به رانندگان کمک کند راه خود را پیدا کنند.
a text or symbol that is displayed in public to give instructions, warnings, or information

تابلو, آگهی
یک تابلو روی در بود که میگفت "ورود ممنوع".
to discover information about something or someone by looking, asking, or investigating

بررسی کردن, تحقیق کردن
قبل از ترک، لطفاً جیبهای خود را برای کلیدهایتان بررسی کنید.
a piece of equipment used for playing recorded music, making a live performance, or turning up sound through speakers

سیستم صوتی
سیستم صوتی در سالن کنفرانس اطمینان داد که همه میتوانند سخنران را به وضوح بشنوند.
a piece of equipment used for recording voices or sounds or for making one's voice louder

میکروفن, بلندگو
خواننده به میکروفون نزدیک شد و اجرا را شروع کرد، با صدایش مخاطبان را مسحور کرد.
having dimensions and a weight that holding and operating with one or both hands becomes possible

دستی
جاروبرقی دستی به راحتی در خانه قابل استفاده است.
a folded flap of fabric on the front of a jacket or coat that extends from the collar to the chest

یقه برگردان
کت و شلوار یک یقه برگردان تیز و دوخته شده خوب داشت.
to provide someone or each person in a group with something

توزیع کردن, پخش کردن
معلم در ابتدای هر کلاس برگههای تمرین را توزیع میکند.
a list of things that need to be considered, solved, or done

برنامه
آنها در آخرین لحظه یک موضوع اضافی به دستور کار اضافه کردند.
printed material given to people, usually at lectures, meetings, or conferences, to provide information or summarize key points

جزوه, بروشور
او جزوه را در رویداد از دست داد، بنابراین مجبور شد یک نسخه اضافی درخواست کند.
to tell someone our name so they can know us, or to tell them someone else's name so they can know each other, normally happening in the first meeting

معرفی کردن
آیا میتوانم شما را به همکلاسیهایم معرفی کنم؟
the person who leads or oversees the proceedings of a deliberative assembly

سخنران, سخنگو
اعضا منتظر حکم رئیس جلسه در مورد طرح بودند.
