واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 27

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
to deride [فعل]
اجرا کردن

تمسخر کردن

Ex: He will likely deride the new policy when it is announced .

او احتمالاً هنگام اعلام سیاست جدید از آن توهین خواهد کرد.

derision [اسم]
اجرا کردن

ریشخند

Ex: He heard derision from the back when he could n't answer the question .

وقتی نتوانست به سؤال پاسخ دهد، از پشت تمسخر شنید.

arbiter [اسم]
اجرا کردن

حَکم

Ex: The referee served as the arbiter during the tense match .
arbitrary [صفت]
اجرا کردن

سلیقه‌ای

Ex: The judge 's ruling was criticized for being arbitrary and lacking legal precedent .

حکم قاضی به دلیل دلخواه بودن و فقدان سابقه قانونی مورد انتقاد قرار گرفت.

اجرا کردن

داوری کردن

Ex: The judge was asked to arbitrate the disagreement between the two parties involved in the business contract .

از قاضی خواسته شد تا در اختلاف بین دو طرف درگیر در قرارداد تجاری داوری کند.

arbitrator [اسم]
اجرا کردن

داور

Ex: After the initial mediation failed , an experienced arbitrator was called upon to facilitate a resolution .

پس از شکست میانجیگری اولیه، یک داور با تجربه برای تسهیل یک راه‌حل فراخوانده شد.

gastric [صفت]
اجرا کردن

شکمی

Ex:

آب‌های معده به هضم غذا در معده کمک می‌کنند.

gastritis [اسم]
اجرا کردن

التهاب معده

Ex: Following a spicy meal , Jenna felt a sharp pain in her stomach and wondered if it might be gastritis acting up .

پس از یک وعده غذایی تند، جنا در معده خود درد تیزی احساس کرد و فکر کرد که آیا ممکن است گاستریت باشد که فعال شده است.

gastronomy [اسم]
اجرا کردن

خوراک‌شناسی

Ex: The city is renowned for its gastronomy , offering a wide range of gourmet restaurants .

این شهر به خاطر گاسترونومی خود معروف است و طیف گسترده‌ای از رستوران‌های گورمه را ارائه می‌دهد.

medial [صفت]
اجرا کردن

میانی

Ex: The medial section of the bookshelf is slightly bowed from the weight of the books .

بخش میانی قفسه کتاب به دلیل وزن کتاب‌ها کمی خم شده است.

to mediate [فعل]
اجرا کردن

وساطت کردن

Ex: Sometimes , it 's essential to have a third person mediate a conversation to ensure fairness and understanding .

گاهی اوقات، ضروری است که یک شخص سوم میانجیگری کند تا انصاف و تفاهم را در یک گفتگو تضمین کند.

medieval [صفت]
اجرا کردن

قرون‌وسطایی

Ex: The castle is a masterpiece of medieval architecture, complete with towers and battlements.

قلعه یک شاهکار از معماری قرون وسطی است، با برج‌ها و دیوارهای دفاعی کامل.

mediocre [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: The movie was mediocre , with poor acting and a weak plot .
meditation [اسم]
اجرا کردن

مراقبه

Ex: She turns to meditation in uncertain times for grounding and mental clarity .

او در زمان‌های نامطمئن برای زمین‌گیری و وضوح ذهنی به مدیتیشن روی می‌آورد.

provident [صفت]
اجرا کردن

آینده‌نگر

Ex: They admired his provident approach to budgeting and saving for emergencies .

آنها از رویکرد دوراندیشانه او در بودجه‌بندی و پس‌انداز برای مواقع اضطراری تحسین کردند.

اجرا کردن

آینده‌نگر

Ex:

برخورد ناگهانی با یک دوست قدیمی در یک کشور خارجی مانند یک ملاقات الهی احساس شد.

provincial [صفت]
اجرا کردن

استانی

Ex: The provincial government oversees education and healthcare policies within its borders .

دولت استانی بر سیاست‌های آموزش و بهداشت در محدوده خود نظارت می‌کند.

provisional [صفت]
اجرا کردن

مشروط

Ex: He received a provisional driver 's license , allowing him to drive under certain conditions until he passed the driving test .

او یک گواهینامه رانندگی موقت دریافت کرد که به او اجازه می‌داد تحت شرایط خاصی رانندگی کند تا زمانی که آزمون رانندگی را پشت سر بگذارد.

proviso [اسم]
اجرا کردن

شرط

Ex: She agreed to sell the property with the proviso that she can stay in the house until the end of the month .

او موافقت کرد که ملک را با شرط اینکه بتواند تا پایان ماه در خانه بماند بفروشد.