دوره زمانی
بیماری در یک مرحله پیشرفته تشخیص داده شد که نیاز به درمان فوری داشت.
در اینجا واژگان از مقدمه - IC در کتاب درسی Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "نوزاد"، "مهاجرت کردن"، "جدایی"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
دوره زمانی
بیماری در یک مرحله پیشرفته تشخیص داده شد که نیاز به درمان فوری داشت.
زندگی
دویدن بخش بزرگی از زندگی من شده است.
بودن
دیدن کاهش کیفیت محصول ناامید کننده است.
بزرگسال
موزه بلیطهای تخفیفدار برای سالمندان و بزرگسالان ارائه میدهد.
فرد صد ساله به بالا
صدساله با انرژی شگفتانگیزی از پارک عبور کرد.
نوزاد
مرکز مراقبت روزانه محیطی امن و پرورشدهنده برای نوزادان فراهم میکند در حالی که والدینشان در محل کار هستند.
کودک نوپا
اولین کلمات نوزاد با اشتیاق توسط تمام خانواده جشن گرفته شد.
پیر
زن مسن داستانهایی از جوانی خود به اشتراک گذاشت، با یادآوری روزهای گذشته.
نوجوانی
نوجوانی زمانی است که فشار همسالان میتواند به ویژه قوی باشد.
میانسال
او از خرد استاد میانسال خود تحسین میکرد.
درباره
امشب یک مستند درباره تغییرات آب و هوایی در تلویزیون پخش میشود.
در (حرف اضافه زمان)
فروشگاه ساعت 9 صبح باز میشود.
توسط
سخنرانی توسط رئیس جمیره ارائه شد.
درباره
ارزیابی او از وضعیت واقعبینانه بود، که هم چالشها و هم فرصتهای پیش رو را برجسته میکرد.
به
آنها به سمت قله کوه پیادهروی میکنند تا منظرهای خیرهکننده ببینند.
با
خانواده با همسایههایشان در پارک پیکنیک داشتند.
از (اشاره به مبدأ مکانی)
او از یک شهر کوچک در میدوست میآید.
در (حرف اضافه زمان)
مسابقه فوتبال روز یکشنبه است.
زندگی
دویدن بخش بزرگی از زندگی من شده است.
اتفاق
رویداد ورزشی جمعیت زیادی از طرفداران مشتاق را به خود جذب کرد.
ازدواج کردن
خریدن
من همیشه محصولات تازه را از بازار محلی کشاورزان میخرم.
خانه
او دوستانش را به خانهاش برای شام دعوت کرد.
مسطح
کاغذ صاف بود، بدون هیچ چین یا تا.
مهاجرت کردن
ناپایداری سیاسی و چالشهای اقتصادی بسیاری از شهروندان را به مهاجرت ترغیب کرد.
بزرگ کردن (بچه)
عمه بعد از فوت والدینش به پرورش برادرزادهاش کمک کرد.
بازنشسته شدن
بسیاری از ورزشکاران در اوایل سی سالگی بازنشسته میشوند.
شروع به انجام کاری کردن
او استفاده از یک محصول مراقبت از پوست جدید برای آکنه خود را آغاز کرد.
خانواده
خواهرم بهترین دوست من است و ما همه چیز را با هم به عنوان یک خانواده انجام میدهیم.
عاشق شدن
دریافت کردن
آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟
طلاقگرفته
علیرغم طلاق، آنها برای حمایت از فرزندانشان در جمعهای خانوادگی شرکت کردند.
نامزد
زوج نامزد شده اغلب در مورد امیدها و رویاهایشان برای آیندهی مشترک صحبت میکردند.
رفتن
او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.
دانشگاه
ما امروز بعدازظهر یک سخنرانی در دانشگاه درباره تاریخ هنر داریم.
بزرگ شدن
او قصد دارد به شهری برود که در آن بزرگ شده است.
چیزی را داشتن یا تجربه کردن
آنها در تطبیق با شهر جدید مشکلاتی داشتند.
تغییر
در آغوش گرفتن تغییر میتواند به رشد و توسعه شخصی منجر شود.
شغل
پرستاری یک حرفه پاداشدهنده را با کمک به نیازمندان ارائه میدهد.
به ارث بردن
او تصمیم گرفت بخشی از پولی که به ارث برده بود را به یک هدف خیریه اهدا کند.
پول
او به یک خیریه پول اهدا کرد تا به نیازمندان کمک کند.
یاد گرفتن
من مشتاق یادگیری درباره فرهنگهای مختلف هستم.
رانندگی کردن
پس از یک روز طولانی کار، او ترجیح میدهد در سکوت به خانه رانندگی کند.
رفتن
آنها فردا صبح برای تعطیلات خود خواهند رفت.
حرکت کردن
قطار به دلیل بارش سنگین برف به آرامی حرکت میکند.
فوت شدن
ما از شنیدن اینکه قدیمیترین ساکن شهر در سن 105 سالگی درگذشت، متأسف شدیم.
جدا شدن (رابطه عاشقانه)
این یک تصمیم دشوار بود، اما در نهایت آنها موافقت کردند که از هم جدا شوند و راههای جداگانهای را در پیش بگیرند.
مستقر شدن
ساکن شدن به بازنشستگان امکان داد تا در جامعهای گرم و خوشآمدگویی ساکن شوند.
کسبوکار
خانواده آنها صاحب یک کسبوکار کوچک فروش صنایع دستی هستند.
مدرسه
ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.
شدن
روشن شد که آنها برای ارائه آماده نبودند.
پدربزرگ و مادربزرگ
او دوست دارد به داستانهای پدربزرگ و مادربزرگش از زمانی که جوان بودند گوش دهد.
شغل
خواهر من در یک رستوران به عنوان پیشخدمت شغل دارد.
خانه
او از پختن غذا برای خانوادهاش در آشپزخانه خانهشان لذت میبرد.