کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 5 - 5C
در اینجا واژگان از واحد 5 - 5C در کتاب Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "اعتراف کردن"، "پرس و جو کردن"، "ناراحت شدن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to agree with the truth of something, particularly in an unwilling manner

اقرار کردن, قبول کردن
مدیر اعتراف میکند که در پروژه فعلی چالشهایی وجود دارد.
to provide someone with suggestion or guidance regarding a specific situation

توصیه کردن, نصیحت کردن
والدین اغلب به فرزندان خود توصیه میکنند که انتخابها و تصمیمهای مسئولانهای بگیرند.
to make plans or decisions known by officially telling people about them

اعلام کردن, به اطلاع رساندن
مدیر هر صبح رویدادهای مهم را از طریق بلندگوی مدرسه اعلام میکند.
to speak to someone often angrily because one disagrees with them

جروبحث کردن, بحث کردن
من با فروشنده در مورد قیمت پیراهن بحث کردم.
to talk with excessive pride about one's achievements, abilities, etc. in order to draw the attention of others

لاف زدن
او همیشه راهی پیدا میکند تا در مورد دستاوردهای تحصیلیاش در تقریباً هر گفتوگویی به طور ظریف لاف بزند.
to say that something is the case without providing proof for it

ادعا کردن, مدعی شدن
برخی از پلتفرمهای آنلاین اغلب ادعا میکنند که محصولات معجزهآسای کاهش وزن مفید هستند.
to express your annoyance, unhappiness, or dissatisfaction about something

شكايت كردن, گله کردن
مشتریان تصمیم گرفتند از خدمات ضعیفی که در رستوران دریافت کردند شکایت کنند.
to reluctantly admit that something is true after denying it first

اعتراف کردن, اقرار کردن
او مجبور شد اعتراف کند که حریفش استدلال قانعکنندهای ارائه داده است.
to show or say that something is the case, particularly by providing proof

تأیید کردن, اثبات کردن
او پس از بازرسی لولهها، سوءظن خود درباره نشتی را تأیید میکند.
to refuse to admit the truth or existence of something

تکذیب کردن, انکار کردن
دانشجو مجبور شد تقلب در امتحان را انکار کند، و بر انصاف پاسخهایش اصرار ورزد.
to disregard something as unimportant or unworthy of consideration

نادیده گرفتن
مهم است که نگرانیهای دیگران را بدون توجه مناسب رد نکنید.
to not believe or trust in something's truth or accuracy

شک داشتن, تردید داشتن
هیئت منصفه در حال حاضر به اعتبار شاهد شک دارد.
to ask for information, clarification, or an explanation

پرس و جو کردن, جویا شدن
او برای پرسیدن درباره موقعیت شغلی و فرآیند درخواست، یک ایمیل فرستاد.
to feel anxious or afraid about a likely situation or event

نگران بودن
او میترسید که آسیبش مانع از رقابت او در فینال شود.
to give information about someone or something, especially in an official manner

اطلاع دادن, آگاهی دادن
گوینده اخبار عموم را از آخرین تحولات در تحقیقات جاری مطلع خواهد کرد.
to urgently demand someone to do something or something to take place

اصرار کردن
او اصرار کرد که پروژه تا پایان هفته تکمیل شود.
to say something about someone or something, without giving much detail

اشاره کردن (در صحبت)
او تا دقیقه آخر از مهمانی حرفی نزد، ما را غافلگیر کرد.
to give a fact or an opinion as a reason against something

اعتراض کردن
وکیل اعتراض کرد که اظهارات شاهد به پرونده مربوط نیست.
to carefully watch something in order gain knowledge or understanding about the subject

مشاهده کردن
در طول آزمایش، محققان کاهش قابل توجهی در دما پس از واکنش شیمیایی مشاهده کردند.
to put forward a suggestion, plan, or idea for consideration

پیشنهاد کردن, مطرح کردن، ارائه کردن
کمیته یک بودجه برای سال مالی آینده پیشنهاد داد، با در نظر گرفتن هزینهها و درآمدهای پیشبینی شده.
to show disagreement by taking action or expressing it verbally, particularly in public

اعتراض کردن (در ملاء عام)
اعضای جامعه پلاکاردها را نگه داشتند و شعار دادند تا علیه بسته شدن کتابخانه محلی خود اعتراض کنند.
to have or express uncertainty about something

زیر سؤال بردن, شک کردن، موردتردید قرار دادن
دانشآموزان در مورد صحت اطلاعات کتاب درسی سوال کردند و به دنبال منابع اضافی برای تأیید بودند.
to suggest to someone that something is good, convenient, etc.

پیشنهاد کردن, توصیه کردن، سفارش کردن، کسی را برای انجام کاری توصیه کردن
در حال حاضر، مشاور در حال توصیه استراتژیهای جدید برای رشد کسبوکار است.
to feel sad, sorry, or disappointed about something that has happened or something that you have done, often wishing it had been different

افسوس خوردن, حسرت کشیدن، متأسف بودن
او پشیمان بود که وقتی فرصت داشت وقت بیشتری را با خانوادهاش نگذراند.
to express one's opinion through a statement

اظهارنظر کردن, اشاره کردن
در طول ارائه، از حضار تشویق شدند تا با نوشتن افکار خود روی نکات کلیدی اظهار نظر کنند.
to make a person remember an obligation, task, etc. so that they do not forget to do it

یادآوری کردن
والدین اغلب به فرزندان خود یادآوری میکنند که تکالیفشان را کامل کنند.
to feel irritated, angry, or displeased about something

اظهار تنفر کردن از, خشمگین شدن از، رنجیدن از، اظهار رنجش کردن، خوش نداشتن
او از همکارش به خاطر گرفتن اعتبار ایدههایش در جلسه ناراحت است.
to make information that was previously unknown or kept in secrecy publicly known

رونمایی کردن, برملا کردن
اسناد درز کرده، برنامه نظارت پنهانی دولت را افشا کرد.
to say that one is willing to damage something or hurt someone if one's demands are not met

تهدید کردن
قلدر تهدید کرد که بچه کوچکتر را کتک بزند اگر پول ناهارش را به او ندهد.