علوم پزشکی - دندانپزشکی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به دندانپزشکی را یاد خواهید گرفت، مانند "حفره"، "نگهدارنده" و "بریس".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم پزشکی
bridge [اسم]
اجرا کردن

پل ثابت دندانی

Ex:

پل‌های دندانی به دندان‌های مجاور محکم متصل می‌شوند تا ثبات داشته باشند.

cap [اسم]
اجرا کردن

روکش دندان

Ex: Caps are custom-made to fit over the damaged or weakened tooth securely .

کلاهک‌ها به صورت سفارشی ساخته می‌شوند تا به طور ایمن روی دندان آسیب‌دیده یا ضعیف شده قرار گیرند.

amalgam [اسم]
اجرا کردن

آمالگام دندانی

Ex: The dental team used amalgam to fill the cavity and prevent further decay .

تیم دندانپزشکی از آمالگام برای پر کردن حفره و جلوگیری از پوسیدگی بیشتر استفاده کرد.

brace [اسم]
اجرا کردن

براکت ارتودنسی

to cap [فعل]
اجرا کردن

روکش کردن (دندان)

Ex: After the accident , the dentist will cap the broken tooth .

پس از حادثه، دندانپزشک دندان شکسته را می‌پوشاند.

caries [اسم]
اجرا کردن

پوسیدگی دندان

Ex: Poor oral hygiene is a common factor in the occurrence of caries .

بهداشت ضعیف دهان یک عامل شایع در بروز پوسیدگی دندان است.

cavity [اسم]
اجرا کردن

پوسیدگی (دندان)

Ex: The filling replaced the cavity and restored the tooth 's function .

پرکردگی جای حفره را گرفت و عملکرد دندان را بازیابی کرد.

crown [اسم]
اجرا کردن

روکش دندان

Ex: Crowns are often used after a root canal to support the treated tooth .

تاج‌ها اغلب پس از درمان کانال ریشه برای حمایت از دندان درمان شده استفاده می‌شوند.

to fill [فعل]
اجرا کردن

پر کردن (دندان)

Ex: The procedure to fill the cavity is quick and painless .

روال پر کردن حفره سریع و بدون درد است.

plate [اسم]
اجرا کردن

دندان مصنوعی

Ex: The dentist adjusted the plate for a better fit in the patient 's mouth .

دندانپزشک پلاک را برای تناسب بهتر در دهان بیمار تنظیم کرد.

retainer [اسم]
اجرا کردن

نگهدارنده ارتودنسی

Ex: Daily use of the retainer is crucial for lasting results .

استفاده روزانه از نگهدارنده برای نتایج ماندگار ضروری است.

tooth decay [اسم]
اجرا کردن

پوسیدگی دندان

Ex: Lack of proper oral hygiene in children can lead to tooth decay .

کمبود بهداشت دهان و دندان مناسب در کودکان می‌تواند منجر به پوسیدگی دندان شود.

اجرا کردن

فرز دندانپزشکی

Ex: The dental drill efficiently removed the damaged part of the tooth .

مته دندانپزشکی به طور موثر قسمت آسیب دیده دندان را حذف کرد.

elevator [اسم]
اجرا کردن

ابزار خارج کردن دندان