توصیف ویژگیها - چیزهای قدیمی و جدید
کاوش در اصطلاحات انگلیسی مربوط به چیزهای قدیمی یا جدید با مثالهایی مانند "old hat" و "cutting edge".
مرور
فلشکارتها
آزمون
something or someone that is familiar, comfortable, and easy to be around

آشنا و راحت, خودی و صمیمی
بعد از ده دقیقه صحبت با مارتا، انگار آدمی آشنا و راحت بود.
the forefront or leading position in a particular field or area of activity, characterized by the most advanced or innovative practices, technologies, or ideas

خط مقدم نوآوری, پیشروترین سطح
شرکت میخواهد در خط مقدم انرژی پاک بماند.
(of a piece of equipment) very advanced in design

فوقالعاده پیشرفته, با همه امکانات روز
پرینتر جدید همه امکانات روز را دارد، اما ما فقط برای کپیهای ساده از آن استفاده میکنیم.
something that is considered the most fashionable or advanced in comparison with others of the same type

آخرین مد, نهایت پیشرفت
لباسش آخرین مدِ لباس شب بود.
a short glance of what one is likely to experience or what might happen in the future

نمایی از آنچه در پیش است, نشانهای از آینده
آن فروشگاه بدون پول نقد، نمایی از آنچه در پیش است به ما نشان داد.
someone or something that presents a refreshing change compared to what existed before

تغییری تازه و دلچسب, تغییر خوشایند
مدیر جدید برای تیم خسته، تغییری خوشایند بود.
to age gradually, leading to a state of poor or declining condition

زواردررفته شدن, فرسوده و داغون شدن
خانه روستایی بعد از اینکه کسی در آن زندگی نکرد، کمکم زواردررفته شد.
(of objects) in a perfect or unharmed condition

در حد نو, کاملاً سالم
ساعت را با جعبه اصلی و در حد نو فروخت.
used to describe something that has been used many times or has existed for an extended period of time and is no longer new

قدیمی و تکراری, دیگر چیز تازهای نیست
طراحی در سال ۲۰۱۰ چشمگیر به نظر میرسید، اما امروز قدیمی و تکراری است.
to be ignored or left unused for a very long time

خاک خوردن, بیاستفاده ماندن
تردمیل گرانقیمت بعد از ژانویه خاک خورد.
a business that has both real physical stores and also sells products or services online through a website or app

کسبوکار حضوری و آنلاین, مدل فروش ترکیبی
یک فروشگاه حضوری و آنلاین به مشتریان اجازه میدهد آنلاین سفارش بدهند و از شعبه تحویل بگیرند.
(of a paper, particularly a newspaper) recently printed

تازه از چاپ درآمده, همین حالا چاپ شده
یک نسخه از مجله را به من داد که هنوز تازه از چاپ درآمده بود.
to become outdated and no longer liked or supported

از مد افتادن, دیگر محبوب نبودن
آن مدل مو بعد از دهه نود از مد افتاد.
