review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
to marshal [فعل]
اجرا کردن

ترتیب دادن

Ex: The coach tried to marshal her team 's defense on the field .

مربی سعی کرد دفاع تیمش را در زمین هدایت کند.

martial [صفت]
اجرا کردن

رزمی

Ex: We studied various martial strategies and tactics used throughout history .

ما استراتژی‌ها و تاکتیک‌های نظامی مختلفی را که در طول تاریخ استفاده شده‌اند، مطالعه کردیم.

martian [صفت]
اجرا کردن

مریخی

Ex: Martian soil , rich in iron oxide , gives the planet its distinctive reddish appearance .

خاک مریخ، غنی از اکسید آهن، به سیاره ظاهر متمایز قرمز رنگ آن را می‌دهد.

martinet [اسم]
اجرا کردن

شخص سخت‌گیر

Ex: As a teacher , she had a reputation as a martinet who would give detentions for unbuttoned shirts or untucked blouses .

به عنوان یک معلم، او به عنوان یک مارتینت شناخته می‌شد که برای پیراهن‌های باز یا بلوزهای بیرون داده شده تنبیه می‌کرد.

martyrdom [اسم]
اجرا کردن

شهادت

Ex: Early Christians faced brutal martyrdom under Roman persecution for refusing to renounce Christ .

مسیحیان اولیه به دلیل امتناع از انکار مسیح، با شهادت وحشیانه تحت آزار و اذیت رومی‌ها روبرو شدند.

cabal [اسم]
اجرا کردن

توطئه

Ex: Rumors spread of a cabal working behind the scenes to rig the election .

شایعاتی درباره یک کابال که پشت صحنه برای تقلب در انتخابات کار می‌کند، پخش شد.

Cabalism [اسم]
اجرا کردن

مکتب حروفیون

Ex: Academic interest in cabalism has grown , as scholars seek to understand the historical development and spread of this mystical tradition .

علاقه‌ی دانشگاهی به کابالا افزایش یافته است، چرا که محققان به دنبال درک توسعه‌ی تاریخی و گسترش این سنت عرفانی هستند.

اجرا کردن

تصعید کردن

Ex: We sublimated the iodine sample under vacuum .

ما نمونه ید را در خلاء تصعید کردیم.

sublime [صفت]
اجرا کردن

رفیع

Ex: The sublime tower dominated the ancient city 's skyline .

برج بلندمرتبه بر خط افق شهر باستانی مسلط بود.

subliminal [صفت]
اجرا کردن

نیمه‌خودآگاه

Ex: Art historians analyze works for possible subliminal symbolism reflecting the artists ' inner thoughts or cultural context .

تاریخ‌دانان هنر آثار را برای یافتن نمادگرایی زیرآستانه‌ای که افکار درونی هنرمندان یا زمینه فرهنگی آن‌ها را منعکس می‌کند، تحلیل می‌کنند.

infinite [صفت]
اجرا کردن

بی‌پایان

Ex: Her love for her children seemed infinite , with no limits to her affection .

عشق او به فرزندانش بی‌پایان به نظر می‌رسید، بدون حد و مرز در محبتش.

اجرا کردن

بی‌نهایت کوچک

Ex: The infinitesimal particles of dust floated through the air, unseen by most.

ذرات بی‌نهایت کوچک گرد و غبار در هوا شناور بودند، برای اکثر نامرئی.

opponent [اسم]
اجرا کردن

طرف مقابل

Ex: She faced a tough opponent in the final round of the debate .

او در دور نهایی مناظره با یک حریف سخت روبرو شد.

opposite [صفت]
اجرا کردن

روبه‌رو

Ex: A small cottage stands on the opposite bank of the river .

یک کلبه کوچک در ساحل مقابل رودخانه قرار دارد.

fraudulence [اسم]
اجرا کردن

کلاه‌برداری

Ex: The company was accused of fraudulence in allegedly falsifying safety inspection records .

شرکت به تقلب در ادعای جعل سوابق بازرسی ایمنی متهم شد.

fraudulent [صفت]
اجرا کردن

کلاه‌بردار

Ex: His signature on the contract was deemed fraudulent , as it was forged without his consent .

امضای او در قرارداد متقلبانه تلقی شد، زیرا بدون رضایت او جعل شده بود.

armful [اسم]
اجرا کردن

یک بغل (مقدار)

Ex: She collected an armful of firewood from the backyard .

او یک بغل هیزم از حیاط خلوت جمع کرد.

armory [اسم]
اجرا کردن

اسلحه‌خانه

Ex: Many skilled laborers were employed in the royal armory to craft cannons , flintlocks and sabers .

بسیاری از کارگران ماهر در اسلحه‌خانه سلطنتی برای ساخت توپ‌ها، تفنگ‌های چخماقی و شمشیرها استخدام شده بودند.

armistice [اسم]
اجرا کردن

آتش‌بس موقت

Ex: The warring nations signed an armistice agreeing to a one-month ceasefire to allow humanitarian aid delivery and prisoner exchanges .

کشورهای درگیر جنگ یک آتش‌بس امضا کردند که موافقت کردند به مدت یک ماه آتش‌بس برقرار کنند تا امکان تحویل کمک‌های بشردوستانه و تبادل زندانیان فراهم شود.

armada [اسم]
اجرا کردن

ناوگان

Ex: The armada advanced under the cover of night to surprise the enemy .

آرمادا تحت پوشش شب برای غافلگیری دشمن پیشروی کرد.