مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 35

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
to marshal [فعل]
اجرا کردن

ترتیب دادن

Ex: Air traffic controllers work to marshal incoming and outgoing planes .

کنترل‌کنندگان ترافیک هوایی برای هدایت هواپیماهای ورودی و خروجی کار می‌کنند.

martial [صفت]
اجرا کردن

رزمی

Ex:

سربازان در هنرهای رزمی مانند جودو آموزش دیدند تا در نبرد تن به تن برتری داشته باشند.

martian [صفت]
اجرا کردن

مریخی

Ex: Astronomers are searching for evidence of current or past Martian lifeforms .

اخترشناسان در جستجوی شواهدی از اشکال زندگی مریخی کنونی یا گذشته هستند.

martinet [اسم]
اجرا کردن

شخص سخت‌گیر

Ex: As a martinet , he made sure that every detail was executed exactly as specified .

به عنوان یک مارتینت، او مطمئن شد که هر جزئیات دقیقاً همانطور که مشخص شده بود اجرا شود.

martyrdom [اسم]
اجرا کردن

شهادت

Ex: Journalists who face kidnapping , torture and martyrdom in exposing corruption deserve high praise for their sacrifice .

روزنامه‌نگارانی که با آدم‌ربایی، شکنجه و شهادت در معرض فساد روبرو می‌شوند، سزاوار تحسین بالایی برای فداکاری خود هستند.

cabal [اسم]
اجرا کردن

توطئه

Ex: A hidden cabal orchestrated the scandal from within the government .

یک کابال پنهانی رسوایی را از درون دولت سازماندهی کرد.

Cabalism [اسم]
اجرا کردن

مکتب حروفیون

Ex: Cabalism first emerged in medieval Spain and Southern France , where Jewish mystics and scholars developed this new approach to spirituality and Scripture .

کابالا اولین بار در اسپانیای قرون وسطی و جنوب فرانسه ظهور کرد، جایی که عرفا و دانشمندان یهودی این رویکرد جدید به معنویت و کتاب مقدس را توسعه دادند.

اجرا کردن

تصعید کردن

Ex: The heat lamp sublimated the solid dye into vapor .
sublime [صفت]
اجرا کردن

رفیع

Ex: The shrine was built on a sublime hill as a mark of reverence .
subliminal [صفت]
اجرا کردن

نیمه‌خودآگاه

Ex: Below the surface lay darker , more subliminal motivations that she was only starting to acknowledge .

زیر سطح، انگیزه‌های تاریک‌تر و ناخودآگاه‌تری قرار داشت که او تازه شروع به تصدیق آن‌ها کرده بود.

infinite [صفت]
اجرا کردن

بی‌پایان

Ex: The universe is believed to be infinite in size , with no discernible boundaries .

اعتقاد بر این است که جهان از نظر اندازه بی‌نهایت است، بدون مرزهای قابل تشخیص.

اجرا کردن

بی‌نهایت کوچک

Ex: The nanotechnology lab worked with infinitesimal components to create groundbreaking medical devices .

آزمایشگاه فناوری نانو با اجزای بی‌نهایت کوچک کار کرد تا دستگاه‌های پزشکی پیشگامانه بسازد.

opponent [اسم]
اجرا کردن

طرف مقابل

Ex: He studied his opponent ’s weaknesses before the match .

او قبل از مسابقه نقاط ضعف حریف خود را مطالعه کرد.

opposite [صفت]
اجرا کردن

روبه‌رو

Ex: The painting hung on the opposite wall .

نقاشی روی دیوار مقابل آویزان بود.

fraudulence [اسم]
اجرا کردن

کلاه‌برداری

Ex: Police are investigating reports of insurance fraudulence and whether clinics billed for services not rendered .

پلیس در حال بررسی گزارش‌هایی از تقلب بیمه و این است که آیا کلینیک‌ها برای خدمات ارائه نشده صورتحساب صادر کرده‌اند یا خیر.

fraudulent [صفت]
اجرا کردن

کلاه‌بردار

Ex: The fraudulent emails claiming to be from the bank requested personal information for identity theft .

ایمیل‌های کلاهبرداری که ادعا می‌کردند از طرف بانک هستند، اطلاعات شخصی برای سرقت هویت درخواست می‌کردند.

armful [اسم]
اجرا کردن

یک بغل (مقدار)

Ex: He made several trips to carry the fallen leaves , taking an armful at a time .

او چندین سفر انجام داد تا برگ‌های ریخته را حمل کند، هر بار یک بغل برمی‌داشت.

armory [اسم]
اجرا کردن

اسلحه‌خانه

Ex: Small private armories produced custom rifles for hunters out of their workshops .

اسلحه‌خانه‌های کوچک خصوصی تفنگ‌های سفارشی برای شکارچیان در کارگاه‌های خود تولید می‌کردند.

armistice [اسم]
اجرا کردن

آتش‌بس موقت

Ex: After years of bloody fighting , an armistice was at last reached and the battlefield fell silent .

پس از سال‌ها نبرد خونین، سرانجام یک آتش‌بس برقرار شد و میدان جنگ به سکوت فرو رفت.

armada [اسم]
اجرا کردن

ناوگان

Ex: The Spanish armada sailed in 1588 to invade England .