کتاب 'فیس تو فیس' مقدماتی - واحد 2 - 2A
در اینجا واژگان از واحد 2 - 2A در کتاب درسی Face2Face Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "جدید"، "ارزان"، "زود" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
recently invented, made, etc.

نو, جدید
یک ماشین لباسشویی جدید با مصرف انرژی کم معرفی شد تا مصرف انرژی خانگی را کاهش دهد.
of a particular age

ساله (برای بیان سن)
ماشین در گاراژ سی سال قدیمی است اما کاملاً کار میکند.
having a quality that is satisfying

خوب, مناسب
هوا خوب بود، بنابراین تصمیم گرفتند در پارک پیکنیک برگزار کنند.
having a quality that is not satisfying

بد, نامناسب
عادتهای بد میتوانند سخت ترک شوند.
having a low price

ارزان
فروشگاه لباسهایی میفروشد که شیک اما ارزان هستند.
having a high price

گران
ماشین لوکس گران است اما عملکرد عالی ارائه میدهد.
extremely pleasing to the mind or senses

زیبا, قشنگ
غروب خورشید بر فراز اقیانوس کاملاً زیبا بود.
not pleasant to the mind or senses

زشت
او یک نقاشی زشت کشید که به هیچ چیز قابل تشخیصی شباهت نداشت.
needing little skill or effort to do or understand

ساده, راحت
درک مفهوم آسان بود؛ معلم آن را به وضوح توضیح داد.
needing a lot of work or skill to do, understand, or deal with

سخت, مشکل، دشوار
یادگیری دوچرخه سواری بدون چرخ های کمکی می تواند برای کودکان خردسال دشوار باشد.
below average in physical size

کوچک
او در یک شهر کوچک با همسایههای دوستداشتنی زندگی میکرد.
happening or done before the usual or scheduled time

پیش از موعد, زودهنگام
ما قبل از کنسرت شام زود هنگام خوردیم.
doing or happening after the time that is usual or expected

دیر
پاسخ دیر هنگام مشتری، زمانبندی پروژه را به تأخیر انداخت.
having a high speed when doing something, especially moving

سریع, تند
قطار سریع در کمترین زمان ممکن به مقصد رسید.
moving, happening, or being done at a speed that is low

آهسته, کند
او سرعت یادگیری کندی داشت اما هرگز تسلیم نشد.
still in the earlier stages of life

جوان, not old
جوانان امروز بیش از هر زمان دیگری به محیط زیست آگاه هستند.
living in the later stages of life

پیر, مسن
او بالاخره به اندازه کافی پیر شده است که رانندگی کند و نمیتواند صبر کند تا گواهینامهاش را بگیرد.
(of a person) correct or justified in a situation or decision

درست, صحیح
او درست میگفت وقتی نتیجه بازی را پیشبینی کرد.
not based on facts or the truth

اشتباه, غلط، نادرست
او دکمه اشتباه را فشار داد و به طور تصادفی فایل را حذف کرد.
providing pleasure and enjoyment

خوب, دلپذیر
او یک ژاکت خوشگل از چرم با کیفیت بالا خرید.
exceptionally large in degree or amount

بزرگ, بیشتر
او علاقهای بزرگ به موضوع نشان داد، در طول سخنرانی سوالات زیادی پرسید.
