مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 48

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
marauder [اسم]
اجرا کردن

غارتگر

Ex: The livestock were stolen by a gang of marauders .

دام‌ها توسط یک گروه غارتگر دزدیده شدند.

اجرا کردن

مخالف چیزی بودن

Ex: He deprecated the government 's failure to address the growing income inequality in the country .

او محکوم کرد شکست دولت در رسیدگی به نابرابری درآمدی فزاینده در کشور را.

اجرا کردن

به ندرت ارزش خود را از دست دادن

اجرا کردن

استهلاک (مالی)

Ex: The car 's value has experienced rapid depreciation since it was purchased brand new .

ارزش خودرو از زمان خرید نو، کاهش ارزش سریعی را تجربه کرده است.

to allocate [فعل]
اجرا کردن

اختصاص دادن

Ex: The school board will allocate funds for new classroom equipment in the upcoming fiscal year .

هیئت مدرسه در سال مالی آینده بودجه‌ای را برای تجهیزات جدید کلاس‌ها تخصیص خواهد داد.

to allot [فعل]
اجرا کردن

سهمیه دادن

Ex: The organization plans to allot a portion of its budget for community outreach programs .

سازمان برنامه دارد بخشی از بودجه خود را به برنامه‌های ارتباط با جامعه اختصاص دهد.

to alloy [فعل]
اجرا کردن

آلیاژ ساختن

Ex: Aircraft manufacturers alloy aluminum with other metals to develop lightweight yet strong materials for airplane construction .

تولیدکنندگان هواپیما آلومینیوم را با فلزات دیگر آلیاژ می‌کنند تا مواد سبک اما محکم برای ساخت هواپیما توسعه دهند.

colloquy [اسم]
اجرا کردن

مذاکره

Ex: The judge entered into a colloquy with the defendant .

قاضی وارد یک گفت‌وگو با متهم شد.

variable [صفت]
اجرا کردن

متغیر

Ex: The quality of the product was variable , with some batches being superior to others .

کیفیت محصول متغیر بود، به طوری که برخی دسته‌ها از دیگران برتر بودند.

variant [صفت]
اجرا کردن

متفاوت

Ex:

زبان‌شناسان گونه‌های منطقه‌ای زبان را برای درک تفاوت‌های گویشی مطالعه کردند.

metronome [اسم]
اجرا کردن

مترونوم

Ex: The drummer relied on the metronome to improve his timing and precision during rehearsals with the band .

درامر برای بهبود زمان‌بندی و دقت خود در طول تمرینات با گروه به مترونوم تکیه کرد.

florid [صفت]
اجرا کردن

زینت‌شده

Ex: The historical novel featured florid descriptions of the setting , enhancing the atmosphere but complicating the plot .

رمان تاریخی شامل توصیف‌های پرزرق و برق از صحنه بود که جو را تقویت می‌کرد اما طرح داستان را پیچیده می‌کرد.