کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه - واحد 9 - 9B
در اینجا واژگان واحد 9 - 9B در کتاب درسی Face2Face Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بدهی"، "اعتراض"، "لغو کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
reports on recent events that are broadcast or published

اخبار
او هر صبح اخبار محلی را به صورت آنلاین میخواند تا از رویدادهای جامعه مطلع بماند.
to give the full amount of money owed on a debt or loan

تسویه کردن
من نمیتوانم صبر کنم تا بدهی وام مسکنم را بپردازم و کاملاً صاحب خانه شوم.
an amount of money or a favor that is owed

بدهی
آنها زیر بار بدهی فزاینده در تقلا بودند و نیاز به مشاوره مالی داشتند.
to participate in something, such as an event or activity

شرکت کردن
the act of displaying or expressing something such as an emotion or opinion

نمایش, ابراز
در طول جلسه تالار شهر، ساکنان یک تظاهرات برگزار کردند تا نگرانیهای خود را در مورد پروژه توسعه پیشنهادی بیان کنند.
a large building where sick or injured people receive medical treatment and care

بیمارستان
او برای معاینه به بیمارستان نزد دکترش رفت.
to produce a newspaper, book, etc. for the public to purchase

چاپ کردن
آنها یک روزنامه روزانه با آخرین اخبار منتشر میکنند.
a written description of something that includes pieces of information that someone needs to know

گزارش (کتبی)
گزارش مالی سالانه درآمد و هزینههای شرکت را برجسته کرد.
to show disagreement by taking action or expressing it verbally, particularly in public

اعتراض کردن (در ملاء عام)
اعضای جامعه پلاکاردها را نگه داشتند و شعار دادند تا علیه بسته شدن کتابخانه محلی خود اعتراض کنند.
to complete a task or project before a specific time or date that has been agreed upon or set as a requirement

(کاری را) قبل از اتمام موعود به انجام رساندن, (کاری را) به موقع تحویل دادن
to be the first person who finds something or someplace that others did not know about

کشف کردن, پیدا کردن، یافتن
تیم یک منبع انرژی جدید کشف کرد که میتواند صنعت را متحول کند.
recently invented, made, etc.

نو, جدید
یک ماشین لباسشویی جدید با مصرف انرژی کم معرفی شد تا مصرف انرژی خانگی را کاهش دهد.
to say yes to what is asked of you or offered to you

پذیرفتن, قبول کردن
او شرایط و ضوابط توافقنامه را پذیرفت.
to refuse to accept a proposal, idea, person, etc.

رد کردن, نپذیرفتن
من مجبور شدم پیشنهاد کار را به دلیل حقوق کم رد کنم.
to present or propose something to someone

ارائه کردن, پیشنهاد دادن
(of a group of employees) to refuse to work as a form of protest or to demand changes to their working conditions, pay, or other employment-related issues

دست به اعتصاب زدن, اعتصاب کردن
to cancel what has been planned

لغو کردن, بهم زدن
مدیر مجبور شد جلسه را به دلیل یک وضعیت اضطراری لغو کند.
