to shorten the form of a word or a group of words to represent all of it

کوتاه کردن
to lessen in intensity or severity

کاهش یافتن, کم شدن
با گذشت زمان، تنش بین دو ملت شروع به کاهش کرد و منجر به مذاکرات دیپلماتیک شد.
(psychology) a person that is preoccupied with external things and prefers social situations

فرد برونگرا
در طول عقبنشینی تیمسازی، برونگرا به طور طبیعی پیشگام در سازماندهی فعالیتهای گروهی شد.
to force or shape a material, often a plastic or metal, through a die or a mold to create a specific form

برون راندن, با فشار خارج کردن
در تولید لولههای فلزی، تولیدکنندگان فلز مذاب را از طریق قالبها اکسترود میکنند تا به ابعاد خاصی دست یابند.
originating from or caused by external factors

فرعی, خارجی
بیماری توسط شرایط محیطی خارجی تحریک شد.
holding or promoting extreme opinions in politics, religion, etc.

افراطی, تندرو
علیرغم محکومیت گسترده، سازمان افراطی به جذب اعضا از طریق تبلیغات آنلاین ادامه داد.
to arrange items or events in a particular order

مرتب کردن, پشت سر هم قرار دادن
ما در حال مرتبسازی دادهها برای شناسایی الگوها هستیم.
following back-to-back

پشتسرهم
مراحل متوالی آزمایش باید به دقت دنبال شوند تا نتایج دقیقی حاصل شود.
(geometry) a flat shape consisting of three or more straight sides

چندضلعی, چندگوش
چندضلعیها را میتوان بر اساس تعداد اضلاعشان طبقهبندی کرد، مانند پنجضلعیها و ششضلعیها.
a solid shape made of flat sides that fit together along their edges

چندوجهی
معمار از یک چندوجهی به عنوان الهام بخش برای طراحی مجسمه مدرن در پارک استفاده کرد.
the belief in or worship of multiple gods or deities

چندخداپرستی, شرک
چندخدایی اغلب شامل مراسم و آیینهایی است که به احترام خدایان مختلف انجام میشود.
unwilling to behave differently or change one’s opinions or attitude, especially in an unreasonable way

سرسخت, ناسازگار
unwillingness to agree about something or change one's views

عدم انعطاف, پافشاری
سرسختی اعضای هیئت مدیره، اصلاحات پیشنهادی را مسدود کرد.
