آوردن
لطفاً در صورت بارندگی چتر خود را بیاورید.
در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 4 در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "go over"، "throw"، "stand for" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
آوردن
لطفاً در صورت بارندگی چتر خود را بیاورید.
دریافت کردن
آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟
رفتن
او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.
نگاه کردن
به نقاشی نگاه دقیق بیندازید و سعی کنید سبک هنرمند را شناسایی کنید.
نشستن
بعد از یک پیادهروی طولانی، آنها از پیدا کردن یک نیمکت برای نشستن احساس آرامش کردند.
ایستادن
او در ایستگاه اتوبوس ایستاده و منتظر سواریش است.
پرتاب کردن
زبالههای خود را روی زمین نیندازید، از سطل زباله استفاده کنید.
چرخیدن
پرههای فن بالای سر ما شروع به چرخیدن کردند و نسیم خوشایندی ایجاد کردند.
نشان دادن
به آنها یک مستند درباره حفاظت از حیات وحش نشان داده شد.
خودنمایی کردن
او از هر فرصتی برای خودنمایی استفاده کرد.
(مسابقات) به رتبه یا مقام خاصی دست یافتن
روال بینقص ژیمناست به او اجازه داد که در رقابت انفرادی همهجانبه رتبه چهارم را کسب کند.
نشستن
همانطور که کنسرت شروع شد، همه در مخاطبان شروع به نشستن در صندلیهای اختصاصی خود کردند.
دور انداختن
آنها تمایلی به دور انداختن وسایل احساسی نداشتند.
رد کردن
صاحبخانه با توجه به توانایی مالی مستاجر، افزایش اجاره را رد کرد.
آهستهتر شدن
او مجبور شد کند شود چون نفسش گرفته بود.
بزرگ شدن
او قصد دارد به شهری برود که در آن بزرگ شده است.
داخل آوردن
لطفاً خریدهای سوپرمارکت را از ماشین بیاور داخل.
جستجو کردن (در لغتنامه و غیره)
شما میتوانید هر عبارت ناآشنا را در اینترنت جستجو کنید.
سوار شدن (قطار، اتوبوس و غیره)
او دقیقاً قبل از بسته شدن درها سوار مترو شد.
به بالا نگاه کردن
وقتی اسمش را صدا زدم از کامپیوترش سرش را بلند کرد.
کامل بازبینی کردن
معلم از دانشآموزان خواست که تکالیف خود را مرور کنند.
زمین خوردن
دوچرخهسوار با برخورد به یک چاله در جاده از روی فرمان عبور کرد.
درآوردن (لباس، کفش و غیره)
لطفاً قبل از ورود به خانه کفشهای خود را درآورید.
به پرواز در آمدن
کشتی موشکی طراحی شده است تا به صورت عمودی از سکوی پرتاب بلند شود.
با دیگران بیرون رفتن
آنها اغلب در تابستان وقت میگذرانند در کنار ساحل.
آویزان و نمایان بودن
متوجه یک سیم شل شدم که از دیوار آویزان بود.
مراقبت کردن
مادربزرگم بعد از فوت والدینم از من مراقبت کرد.
با دقت به کسی یا چیزی نگاه کردن
پزشک به عکس رادیولوژی بیمار نگاه کرد تا آسیب را ارزیابی کند.
مخفف چیزی بودن
'PM' مخفف است برای post meridiem، نشاندهنده ساعات بعد از ظهر.
باعث چیزی شدن
کار سخت و فداکاری موجب موفقیت آنها شد.
برگرداندن
تلاشها برای حفظ زیستگاه طبیعی به بازگرداندن تنوع زیستی منطقه کمک خواهد کرد.