مهارت‌های واژگان SAT 3 - درس 28

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
untoward [صفت]
اجرا کردن

نامساعد

Ex: She found his untoward behavior at the party both surprising and unsettling .

او رفتار نابجا او در مهمانی را هم تعجب‌آور و هم ناراحت‌کننده یافت.

unwonted [صفت]
اجرا کردن

غیر عادی

Ex: His unwonted choice of formal attire for a casual gathering raised eyebrows among his friends .

انتخاب غیرمعمول او از پوشش رسمی برای یک جمع غیررسمی ابروهای دوستانش را بالا برد.

aureole [اسم]
اجرا کردن

هاله نور (دور سر قدیسین)

Ex: The fresco 's central figure was framed by a glowing aureole .

شخصیت مرکزی فرسکو توسط یک هاله درخشان قاب شده بود.

aurora [اسم]
اجرا کردن

شفق

Ex: The scientific study of auroras involves understanding the interaction of solar winds with the Earth 's magnetic field .

مطالعه علمی شفق‌های قطبی شامل درک تعامل بادهای خورشیدی با میدان مغناطیسی زمین می‌شود.

auroral [صفت]
اجرا کردن

مربوط به طلوع

Ex: He stood in the auroral mist , watching the day begin .

او در مه سپیده‌دم ایستاد و تماشا کرد که روز آغاز می‌شود.

اجرا کردن

نام‌گذاری کردن

Ex: When founding the art gallery , they had to denominate each exhibit to reflect the artists and themes accurately .

هنگام تأسیس گالری هنری، مجبور بودند هر نمایشگاه را نامگذاری کنند تا هنرمندان و موضوعات را به درستی منعکس کنند.

hypocrite [اسم]
اجرا کردن

دورو

Ex: Preaching kindness but acting cruelly exposed him as a hypocrite .

موعظه مهربانی اما عمل کردن با خشونت او را به عنوان یک منافق آشکار کرد.

اجرا کردن

ریاکار

Ex: The politician 's speech condemning corruption was seen as hypocritical , given his own history of accepting bribes .

سخنرانی سیاستمدار که فساد را محکوم می‌کرد، با توجه به سابقه خودش در قبول رشوه، منافقانه تلقی شد.

اجرا کردن

انکارناپذیر

Ex: The historical documents provided incontrovertible evidence of the event .

اسناد تاریخی شواهد انکارناپذیری از این رویداد ارائه دادند.

اجرا کردن

اصلاح‌ناپذیر (از طریق تنبیه)

Ex: Her incorrigible defiance made every punishment meaningless .

سرکشی اصلاح‌ناپذیر او هر مجازاتی را بی‌معنا کرد.

incredulous [صفت]
اجرا کردن

ناباور

Ex: They listened with incredulous expressions to the wild story .

آن‌ها با چهره‌های ناباورانه به داستان وحشی گوش دادند.

اجرا کردن

بد تعبیر کردن

Ex: The media outlet inadvertently misconstrued the politician 's statement , leading to false headlines .

رسانه به طور ناخواسته اظهارات سیاستمدار را سوء تعبیر کرد، که منجر به تیترهای نادرست شد.

miscreant [اسم]
اجرا کردن

رذل

Ex: The miscreant betrayed his friends for personal gain .

شرور برای سود شخصی به دوستانش خیانت کرد.