مهارت‌های واژگان SAT 3 - درس 37

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
vestment [اسم]
اجرا کردن

ردا (جامه رسمی کشیش یا روحانی)

unrequited [صفت]
اجرا کردن

بدون تلافی

Ex: His gestures of love were met with unrequited responses .

حرکات عاشقانه او با پاسخ‌های بی‌پاسخ مواجه شد.

untenable [صفت]
اجرا کردن

توجیه‌نشدنی (نظریه)

Ex: The researcher 's theory was labeled untenable by the scientific community .

نظریه محقق توسط جامعه علمی به عنوان غیرقابل دفاع برچسب زده شد.

اجرا کردن

بی‌سابقه

Ex: The pandemic caused an unprecedented disruption to global travel and commerce .

همه‌گیری باعث اختلال بی‌سابقه در سفر و تجارت جهانی شد.

اجرا کردن

پاییدن (پلیس)

Ex: Government agencies use drones for aerial surveillance of remote areas .

سازمان‌های دولتی از پهپادها برای نظارت هوایی بر مناطق دورافتاده استفاده می‌کنند.

treble [اسم]
اجرا کردن

صدای زیر

Ex:

صدای زیر تکخوان بلورین و شفاف بود، تماشاگران را با کیفیت پاک و فرشته‌وار خود مسحور کرد.

to subsist [فعل]
اجرا کردن

به وجود (خود) ادامه دادن

Ex: She had to subsist on the charity of strangers while she searched for work .

او مجبور بود در حین جستجوی کار، از صدقات غریبه‌ها زندگی کند.

subsistence [اسم]
اجرا کردن

بخورونمیر

Ex: The artist lived a life of subsistence , focusing more on his passion than profit .

هنرمند زندگی معیشتی را سپری کرد و بیشتر بر علاقه خود تمرکز داشت تا سود.

اجرا کردن

دلیل و مدرک آوردن

Ex: The photographs served to substantiate the accuracy of the eyewitness 's account .

عکس‌ها به اثبات صحت گفته‌های شاهد عینی کمک کردند.

substantive [صفت]
اجرا کردن

قائم به ذات

Ex: Her feedback was substantive and addressed the main issues .

بازخورد او اساسی بود و مسائل اصلی را مورد توجه قرار داد.

to reunite [فعل]
اجرا کردن

دوباره به هم پیوستن

Ex: After years apart , the friends reunited at their high school reunion .

پس از سال‌ها جدایی، دوستان در گردهمایی دبیرستانشان دوباره به هم پیوستند.

to retrieve [فعل]
اجرا کردن

بازیابی کردن (اطلاعات)

Ex: The software has a feature to retrieve previous versions of documents in case of accidental changes .

نرم‌افزار دارای قابلیتی برای بازیابی نسخه‌های قبلی اسناد در صورت تغییرات تصادفی است.

putrid [صفت]
اجرا کردن

فاسد

Ex: They had to dispose of the putrid food scraps quickly before the smell spread through the house .

آن‌ها مجبور بودند باقی‌مانده‌های غذای گندیده را سریعاً دور بریزند قبل از اینکه بو در خانه پخش شود.

putrescent [صفت]
اجرا کردن

گندیده

Ex:

میوه گندیده در باغ آفات را جذب کرد و بوی ناخوشایندی ایجاد کرد.

monastic [صفت]
اجرا کردن

رهبانی

Ex: His monastic vow included a commitment to live in silence and solitude .

نذر راهبانه او شامل تعهد به زندگی در سکوت و تنهایی بود.

monastery [اسم]
اجرا کردن

دیر (مسیحیان)

Ex: The monastery is known for its centuries-old manuscripts and religious artifacts .

صومعه به دلیل دستنوشته‌های چند صد ساله و آثار مذهبی‌اش شناخته شده است.