used to refer to thoughts or feelings kept private within the mind

از درون, دروناً
او به رقیب خود تبریک گفت، درون احساسی از ناامیدی داشت.
to gradually establish an idea, feeling, etc. in someone's mind

کمکم فهماندن, آهسته القا کردن
معلمان برای القای عشق به مطالعه در دانشآموزان تلاش میکنند و آنها را با انواع کتابهای جذاب آشنا میسازند.
to boost the immunity system of a person or animal against a disease by vaccination

واکسن زدن, واکسینه کردن
(of a person) standing or sitting with a straight back

راست, ایستاده
ایستادن صاف او آموزش باله اش را فاش کرد.
to forcibly remove people from their homeland and relocate them to a foreign environment

مجبور کردن کسی به ترک خانه یا وطن, آلاخونوالاخون کردن
او از روستایش ریشهکن شد و به شهر فرستاده شد.
the final outcome of a series of actions, events, or discussions

سرانجام, نتیجه
علیرغم تلاشهای تیم، نتیجه پروژه کمتر از حد انتظار بود.
relatively new or inexperienced in a position, often displaying ambition or a desire for rapid advancement

تازهکار
تازهکار جسارت به خرج داد و تصمیمات حرفهایهای باتجربه را زیر سؤال برد.
(of liquids) lacking in clarity for being mixed by other things such as sand or soil

گلآلود, کدر
پس از بارندگی شدید، برکه معمولاً شفاف کدر و قهوهای شد.
a state of extreme disturbance that causes a lot of worry and uncertainty

پریشانی, آشفتگی
a disposition or behavior that is extremely immoral or wicked

فساد, رذالت، پستی
رمان به بررسی موضوعات پستی اخلاقی در زندگی شخصیتها پرداخت.
spanning to both sides of the Atlantic Ocean, typically between Europe and North America

بین قاره اروپا و آمریکای شمالی
او دوستیهای فراآتلانتیکی را حفظ میکند، به طور منظم با دوستانش در اروپا و آمریکای شمالی ارتباط برقرار میکند.
to replace something, especially by force or through competition

جایگزین کردن, جای (چیزی را) گرفتن
در دنیای فناوری، نوآوریهای نوظهور اغلب به دنبال جایگزینی مدلهای قدیمیتر هستند.
provided to improve or enhance something that already exists

اضافی, متمم، افزوده
کتاب راهنما شامل فصلهای تکمیلی بود تا درک عمیقتری از موضوع اصلی ارائه دهد.
