مهارت‌های واژگان SAT 4 - درس 25

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 4
to revel [فعل]
اجرا کردن

کیف کردن

Ex: The author reveled in crafting intricate plot twists for her novel .

نویسنده از خلق پیچ‌و‌خم‌های پیچیده برای رمانش لذت می‌برد.

revelation [اسم]
اجرا کردن

افشا

Ex: His sudden revelation about the case helped solve the mystery .

افشاگری ناگهانی او درباره پرونده به حل معما کمک کرد.

اجرا کردن

طنین‌افکن شدن

Ex: The gunshot reverberated through the quiet neighborhood , startling residents .

صدای تیر در محله آرام طنین انداز شد و ساکنان را به وحشت انداخت.

to revere [فعل]
اجرا کردن

تقدیس کردن

Ex: The devotees revere the deity as a divine being , offering prayers and sacrifices in reverence of its power and benevolence .

پیروان، معبود را به عنوان یک موجود الهی تکریم می‌کنند، با تقدیم دعاها و قربانی‌ها به احترام قدرت و مهربانی آن.

sarcasm [اسم]
اجرا کردن

کنایه

Ex: The teacher ’s sarcasm about the student ’s missed homework only made the situation more awkward .

طنز معلم درباره تکالیف از دست رفته دانش آموز فقط وضعیت را عجیب تر کرد.

sarcophagus [اسم]
اجرا کردن

تابوت سنگی

Ex: Inside the museum , a replica of a Roman sarcophagus provides visitors with a glimpse of ancient funerary practices .

در داخل موزه، یک نسخه بازسازی‌شده از یک سارکوفاگ رومی به بازدیدکنندگان نگاهی اجمالی به شیوه‌های تدفین باستانی می‌دهد.

sardonic [صفت]
اجرا کردن

طعنه‌آمیز

Ex: The film ’s protagonist often used sardonic humor to mask his bitterness towards society .

قهرمان فیلم اغلب از طنز تلخ برای پنهان کردن تلخی‌اش نسبت به جامعه استفاده می‌کرد.

sartorial [صفت]
اجرا کردن

مربوط‌ به خیاطی

Ex: The magazine featured a spread on sartorial trends for the season , showcasing the latest in haute couture and street style .

مجله یک گستره درباره روندهای پوشاک فصل ارائه داد، که آخرین های در هاوت کوتور و استایل خیابانی را به نمایش گذاشت.

to proceed [فعل]
اجرا کردن

به صحبت (خود) ادامه دادن

Ex: After the audience asked a question , the professor proceeded with the lecture .

بعد از اینکه مخاطبان سوالی پرسیدند، استاد ادامه داد به سخنرانی.

procedure [اسم]
اجرا کردن

رویه

Ex: She carefully followed the procedure for setting up the new software system to avoid errors .

او با دقت روال نصب سیستم نرم‌افزاری جدید را دنبال کرد تا از خطاها جلوگیری کند.

mite [اسم]
اجرا کردن

کرم پنیر

Ex: After cleaning the carpets thoroughly , she noticed a significant reduction in the number of mites in the house .

بعد از تمیز کردن کامل فرش‌ها، او متوجه کاهش قابل توجه تعداد کنه‌ها در خانه شد.

to miter [فعل]
اجرا کردن

زاویه‌ای تشکیل دادن

Ex: To make the door trim fit snugly , he had to miter the edges of each piece at a 45 ° angle .

برای اینکه تزئین در به خوبی جا بیفتد، او مجبور شد لبه‌های هر قطعه را با زاویه 45 درجه برش اریب بزند.

exodus [اسم]
اجرا کردن

هجرت

Ex: The war triggered a massive exodus of refugees across the border .

جنگ یک خروج گسترده پناهندگان از مرز را به راه انداخت.

to exhume [فعل]
اجرا کردن

گورشکافی کردن

Ex: Anthropologists sometimes exhume remains to study ancient populations .

گاه انسان‌شناسان بقایا را حفر می‌کنند تا جمعیت‌های باستانی را مطالعه کنند.

اجرا کردن

بی‌گناه اعلام کردن

Ex: DNA testing was instrumental in exonerating the wrongly convicted individual after years in prison .

تست DNA در تبرئه فردی که به اشتباه محکوم شده بود پس از سال‌ها زندان نقش کلیدی داشت.

exotic [صفت]
اجرا کردن

بیگانه

Ex: She loves to collect exotic plants from tropical regions for her greenhouse .

او عاشق جمع‌آوری گیاهان غریب از مناطق گرمسیری برای گلخانه‌اش است.

distinction [اسم]
اجرا کردن

تفاوت

Ex: The distinction between right and wrong often depends on cultural perspectives .

تمایز بین درست و نادرست اغلب به دیدگاه‌های فرهنگی بستگی دارد.

اجرا کردن

متمایز کردن

Ex: Teachers aim to help students distinguish between fact and opinion in critical thinking .

معلمان هدفشان کمک به دانش‌آموزان برای تشخیص بین واقعیت و نظر در تفکر انتقادی است.

satyr [اسم]
اجرا کردن

ساتیر (اسطوره یونان باستان)

Ex: A satyr was often seen in the company of Dionysus , the god of wine and festivity .

یک ساتیر اغلب در همراهی دیونیسوس، خدای شراب و شادی دیده می‌شد.

satire [اسم]
اجرا کردن

طنز

Ex: The play used satire to critique the shallowness of modern consumer culture .

نمایش از هجو برای نقد سطحی‌نگری فرهنگ مصرف‌گرایی مدرن استفاده کرد.