کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا - واحد 6 - درس 3
در اینجا واژگان از واحد 6 - درس 3 در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "آسوده"، "ظاهراً"، "محو شدن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
feeling uncertain or not confident about something because it is not clear or easy to understand

گیج, سردرگم
به نظر میرسید او دربارهی اینکه چه مسیری را در حرفهاش انتخاب کند سردرگم است.
doubtful about the honesty of what someone has done and having no trust in them

مشکوک, بدگمان
من به معاملاتی که خیلی خوب به نظر میرسند مشکوک هستم.
feeling nervous or worried, especially about something unpleasant that might happen soon

مضطرب, ناراحت
او درباره مهلت قریبالوقوع احساس ناراحتی میکرد، مطمئن نبود که آیا میتواند پروژه را به موقع تمام کند.
(of a person) interested in learning and knowing about things

کنجکاو
طبیعت کنجکاو او باعث شد تا کتابهایی در مورد طیف گستردهای از موضوعات بخواند.
feeling slightly angry or irritated

آزرده, عصبی
حالت عصبانی روی صورتش ناامیدی او از اتصال کند اینترنت را نشان میداد.
feeling very happy, interested, and energetic

هیجانزده, مشتاق
او قبل از اجرای رقصش هیجانزده و عصبی احساس میکرد.
lacking interest or enthusiasm toward something

بیاشتیاق, بیعلاقه
دانشآموزان به سخنرانی بیعلاقه بودند زیرا موضوع به زندگی آنها مربوط نبود.
having a hopeful and positive outlook on life, expecting good things to happen

خوشبین, مثبتاندیش
نگرش خوشبینانه او روحیه همه اطرافیانش را در دوران سخت بالا برد.
very surprised or upset because of something unexpected or unpleasant

حیرتزده, شوکهشده
وقتی خبر نقل مکان ناگهانی دوستش به خارج را شنید، شوکه شد.
feeling free from worry, stress, or anxiety after a challenging or difficult situation

تسکین یافته (از درد یا غم)
او با شنیدن این که نتایج آزمایش پزشکیاش منفی شده بود، آسوده خاطر شد.
used to convey that something seems to be true based on the available evidence or information

ظاهراً
to a certain degree or extent in comparison to something else

نسبتاً
او نسبتا جدید در شرکت است، فقط شش ماه پیش پیوسته است.
a state of being anxious, uneasy, or apprehensive, often characterized by physical symptoms such as sweating, trembling, or rapid heartbeat

اضطراب
in a way that cannot be opposed or rejected because it is too strong or powerful

بطور مقاومت ناپذیر
گرما آنقدر شدید بود که به طور مقاومتناپذیری همه را مجبور کرد به داخل بروند.
the feeling of discomfort in the stomach, often with the urge to vomit

حالت تهوع
سفر طولانی با ماشین از جادههای پیچوخمدار به او احساس تهوع داد.
(of a person) feeling great anger

خشمگین, بسیار عصبانی
او بعد از دریافت جریمه پارکینگ به دلیل پارک در جای اشتباه خشمگین بود.
unusual in a way that stands out as different from the expected or typical

عجیب, غیرعادی
او متوجه بوی عجیبی شد که از آشپزخانه میآمد، اما نتوانست منشأ آن را شناسایی کند.
an item or items that are wrapped or boxed for transport or delivery

بسته
او با دقت وسایل شکننده را قبل از ارسال به عنوان بسته پیچید.
