situated next to or near something

مجاور, همجوار، نزدیک
لطفاً ماشین خود را در فضاهای مجاور ورودی اصلی پارک کنید.
(of an event or meeting) to be closed or paused

(جلسه، مذاکره و...) تعطیل و به بعد موکول کردن
کنفرانس در ساعت 5 بعدازظهر تعطیل خواهد شد و سخنرانان برای یک بحث پنل گرد هم میآیند.
something added to something else support or enhancement, but not essential to its core function

ضمیمه, افزوده، الحاقی، فرعی
اپلیکیشن به عنوان یک ضمیمه برای نرمافزار دسکتاپ عمل میکند.
to present or give something, often with a sense of honor or generosity

اعطا کردن, بخشیدن
رویداد خیریه با هدف اعطای قدردانی به داوطلبان برگزار شد.
to pay someone for the work they have done

دستمزد دادن, پاداش دادن
ورزشکار یک قرارداد حمایت مالی پرسود امضا کرد که او را به خاطر تبلیغ برند به سختی جبران کرد.
overly satisfied or content with one's current situation or achievements, often to the point of neglecting potential risks or improvements

ازخودراضی, عشرتطلب، تنآسا، خودخوشنود
پیشتیمی زودهنگام تیم در بازی آنها را خودراضی کرد، که منجر به بازگشت غافلگیرکننده تیم مقابل شد.
eager to please, often showing a courteous attitude toward others

حرفشنو, سربهراه
اگرچه در ظاهر تسلیمشونده بود، نظرات قوی داشت که به ندرت بیان میکرد.
to take place, especially in a way that seems inevitable

روی دادن, اتفاق افتادن
بگذار سرنوشت تصمیم بگیرد که بعد چه اتفاقی میافتد.
used to refer to something happening earlier than expected or before the usual time

بهموقع, در اولین فرصت، صبح زود، زود، بههنگام
با بیدار شدن زود هنگام، او از آرامش صلح آمیز ساعات اولیه صبح لذت می برد.
to argue the truth of something

استدلال کردن, اثبات کردن، ادعا کردن، مدعی شدن
سیاستمدار ادعا کرد که اصلاحات اقتصادی منجر به رفاه بیشتر برای همه شهروندان خواهد شد.
a person or team trying to win something in a contest, especially one with a strong chance of winning

حریف, ستیزنده، هماورد
او مصمم بود که خود را به عنوان یک رقابتکننده در ماراتن ثابت کند، به سختی تمرین میکرد و خود را تا حد آمادگی برای مسابقه به چالش میکشید.
the skillful and tactful way of dealing with sensitive situations or people

تدبیر, سیاست
حتی در بحثهای خانوادگی، کمی دیپلماسی میتواند از کینهجویی پایدار جلوگیری کند.
an official representing a country's government in foreign relations

دیپلمات, سیاستمدار
دیپلمات در تبادلات فرهنگی شرکت کرد تا تفاهم متقابل بین ملتها را ترویج دهد.
related to the work of keeping or creating friendly relationships between countries

دیپلماتیک
مصونیت دیپلماتیک دیپلماتها را از پیگرد قانونی در کشورهای میزبان محافظت میکند.
relating to money or currency

پولی, وابستهبه پول
کمکهای نقدی از سوی افراد سخاوتمند برای حمایت از تلاشهای امداد رسانی در بلایا سرازیر شد.
a person who has the power to rule over a kingdom or empire, especially someone who inherits this power

پادشاه, حاکم
او سکهها و تمبرهایی با تصاویر مختلف پادشاهان تاریخی جمعآوری کرد.
the theory or policy of controlling the amount of money in circulation as the preferred method of stabilizing the economy

مکتب پولگرایی, مکتب اصالت پول
طرفداران پولیگرایی معتقدند که عرضه پول پایدار، ثبات اقتصادی را تضمین میکند.
