کتاب 'اینترچنج' مبتدی - واحد 11 - بخش 2

در اینجا واژگان از واحد 11 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند 'سفارش'، 'دسر'، 'فانتزی'، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' مبتدی
اجرا کردن

بیست و دوم

Ex: She plans to submit her project by the twenty-second of next month to meet the deadline .

او قصد دارد پروژه خود را تا بیست و دوم ماه آینده ارائه دهد تا مهلت را رعایت کند.

اجرا کردن

بیست و سوم

Ex: He ranked twenty-third in the competition , which motivated him to train harder for next time .

او در مسابقه بیست و سوم شد، که این موضوع او را برای بار بعدی به تمرین سخت‌تر ترغیب کرد.

اجرا کردن

بیست و چهارم

Ex: He placed twenty-fourth in the race , which encouraged him to set new goals for future competitions .

او در مسابقه بیست و چهارم شد، که او را تشویق کرد تا اهداف جدیدی برای رقابت‌های آینده تعیین کند.

اجرا کردن

بیست و پنجم

Ex: He finished in twenty-fifth place in the marathon , which was a significant achievement for his first attempt .

او در ماراتن در رتبه بیست و پنجم به پایان رسید، که برای اولین تلاشش یک دستاورد قابل توجه بود.

اجرا کردن

بیست و ششم

Ex: He finished the race in twenty-sixth place , which was better than he had anticipated .

او مسابقه را در جایگاه بیست و ششم به پایان رساند، که بهتر از چیزی بود که انتظار داشت.

اجرا کردن

بیست و هفتم

Ex: He finished the competition in twenty-seventh place , feeling proud of his performance despite the tough competition .

او مسابقه را در جایگاه بیست و هفتم به پایان رساند، با وجود رقابت سخت از عملکرد خود احساس غرور می‌کرد.

اجرا کردن

بیست و هشتم

Ex: He ranked twenty-eighth in the tournament , which motivated him to improve his skills for next time .

او در مسابقه بیست و هشتم شد، که این انگیزه‌ای برای او بود تا مهارت‌هایش را برای دفعه بعد بهبود بخشد.

اجرا کردن

بیست و نهم

Ex: He finished the marathon in twenty-ninth place , which was an impressive achievement for his first attempt .

او ماراتن را در جایگاه بیست و نهم به پایان رساند، که برای اولین تلاشش یک دستاورد چشمگیر بود.

thirtieth [عدد]
اجرا کردن

سی‌اُم

Ex:

او در مسابقه سی‌ام شد، با وجود رقابت سخت از عملکرد خود احساس افتخار می‌کرد.

اجرا کردن

سی و یکم

Ex: He finished in thirty-first place in the tournament , which motivated him to train harder for future competitions .

او در مسابقه در رده سی و یکم به پایان رسید، که او را برای تمرین سخت‌تر برای رقابت‌های آینده ترغیب کرد.

to cook [فعل]
اجرا کردن

غذا پختن

Ex: They cook pancakes on the stove .

آن‌ها پنکیک‌ها را روی اجاق می‌پزند.

to be [فعل]
اجرا کردن

بودن

Ex: It 's disappointing to see the decline in the quality of the product .

دیدن کاهش کیفیت محصول ناامید کننده است.

اجرا کردن

جشن گرفتن

Ex: The team is celebrating their victory with a champagne toast .

تیم با یک نان تست شامپاین پیروزی خود را جشن می‌گیرد.

to stay [فعل]
اجرا کردن

ماندن

Ex: Sorry , but I have another appointment , so I ca n't stay long .

متأسفم، اما قرار دیگری دارم، بنابراین نمی‌توانم بمانم.

to order [فعل]
اجرا کردن

سفارش دادن

Ex: She ordered a latte to go from the coffee shop .

او یک لاته برای بیرون‌بر از کافی‌شاپ سفارش داد.

to stop [فعل]
اجرا کردن

توقف کردن

Ex:

اتوبوس در ایستگاه اتوبوس توقف کرد تا مسافران را سوار کند.

holiday [اسم]
اجرا کردن

روز تعطیل

Ex: We have a long weekend because Monday is a holiday .

ما یک آخر هفته طولانی داریم چون دوشنبه تعطیل است.

اجرا کردن

روز استقلال ایالات متحده آمریکا

Ex: The city hosts a large parade featuring floats and marching bands for Independence Day .

شهر میزبان یک رژه بزرگ با حضور شناورها و گروه‌های موسیقی برای روز استقلال است.

Halloween [اسم]
اجرا کردن

هالووین

Ex: On Halloween , children went trick-or-treating around the neighborhood .

در هالووین، بچه‌ها برای جمع‌آوری آب‌نبات در محله درب به درب رفتند.

اجرا کردن

روز شکرگزاری

Ex: Thanksgiving is a time to reflect on gratitude and togetherness .

روز شکرگزاری زمانی برای تأمل در مورد قدردانی و همبستگی است.

Christmas [اسم]
اجرا کردن

کریسمس

Ex: The Christmas season is often filled with festive gatherings , holiday parties , and charitable events .

فصل کریسمس اغلب پر است از گردهمایی‌های جشن، مهمانی‌های تعطیلات و رویدادهای خیریه.

plan [اسم]
اجرا کردن

برنامه

Ex: Emily shared her plan for organizing a successful charity event .

امیلی طرح خود را برای سازماندهی یک رویداد خیریه موفق به اشتراک گذاشت.

dessert [اسم]
اجرا کردن

دسر

Ex: She prepared a traditional rice pudding for dessert .

او برای دسر یک پودینگ برنج سنتی آماده کرد.

fancy [صفت]
اجرا کردن

مجلل

Ex: She bought a fancy sports car with all the latest gadgets and features .

او یک ماشین اسپورت شیک با تمام آخرین گجت‌ها و ویژگی‌ها خرید.

to do [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex:

با دست‌هایت چه کردی؟

to get [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: Did you get my message about the meeting ?

آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟

to eat [فعل]
اجرا کردن

خوردن

Ex: It 's essential to eat a balanced diet for overall health .

خوردن یک رژیم غذایی متعادل برای سلامت کلی ضروری است.

to drive [فعل]
اجرا کردن

رانندگی کردن

Ex: After a long day at work , he prefers to drive home in silence .

پس از یک روز طولانی کار، او ترجیح می‌دهد در سکوت به خانه رانندگی کند.

to take [فعل]
اجرا کردن

گرفتن

Ex: Please take my hand as we cross the street .

لطفاً، هنگام عبور از خیابان دستم را بگیر.

tonight [اسم]
اجرا کردن

امشب

Ex: I have a meeting tonight , so I ca n't stay out too late .

من امشب جلسه دارم، بنابراین نمی‌توانم دیر بیرون بمانم.

tomorrow [اسم]
اجرا کردن

فردا

Ex: I 'm looking forward to tomorrow 's event at the community center .

من مشتاقانه منتظر رویداد فردا در مرکز جامعه هستم.

next [صفت]
اجرا کردن

بعدی

Ex: I 'm excited about the next episode of my favorite TV show .

من برای قسمت بعدی برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌ام هیجان زده هستم.

week [اسم]
اجرا کردن

هفته

Ex: She always finishes her work assignments by the end of the week .

او همیشه تکالیف کاری خود را تا پایان هفته به پایان می‌رساند.

year [اسم]
اجرا کردن

سال

Ex:

سال تحصیلی در سپتامبر شروع می‌شود و در ژوئن به پایان می‌رسد.

to wear [فعل]
اجرا کردن

به‌تن داشتن

Ex: I 'm not sure what to wear to the party tonight .

مطمئن نیستم امشب به مهمانی چه بپوشم.