مهارت‌های واژگان SAT 4 - درس 47

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 4
اجرا کردن

احساسات خود را پنهان کردن

Ex: She had to dissimulate her disappointment when the surprise party was revealed too early .

او مجبور شد ناامیدی خود را پنهان کند وقتی که مهمانی غافلگیرکننده خیلی زود فاش شد.

اجرا کردن

سرحال آوردن

Ex: The breathtaking view from the mountain peak exhilarated the climbers with a sense of accomplishment .

چشم‌انداز نفس‌گیر از قله کوه، کوهنوردان را با احساس موفقیت به وجد آورد.

اجرا کردن

الزام‌آور کردن

Ex: The policy stipulates that the insurance company will provide coverage for medical expenses up to a certain limit .

سیاست مقرر می‌کند که شرکت بیمه تا حد معینی پوشش هزینه‌های پزشکی را فراهم کند.

to conflate [فعل]
اجرا کردن

درهم آمیختن

Ex: The film director chose to conflate multiple storylines to craft a complex narrative .

کارگردان فیلم تصمیم گرفت چندین داستان را ادغام کند تا روایتی پیچیده خلق کند.

اجرا کردن

محکوم کردن

Ex: The professor castigated the students for their lack of preparation in the final exam .

استاد دانش‌آموزان را به دلیل عدم آمادگی در امتحان نهایی سرزنش کرد.

اجرا کردن

روشن کردن

Ex: The teacher elucidated the challenging math problem , making it easier for students to comprehend .

معلم مشکل ریاضی چالش‌برانگیز را روشن کرد، که باعث شد دانش‌آموزان راحت‌تر آن را درک کنند.

to escalate [فعل]
اجرا کردن

(یک چیز ناخوشایند) تشدید شدن

Ex: The disagreement between the two parties escalated into a full-blown dispute .

اختلاف بین دو طرف به یک اختلاف تمام عیار تبدیل شد.

to agitate [فعل]
اجرا کردن

برآشفتن (آرای عمومی)

Ex: The community leaders agitated for more resources to support local schools .

رهبران جامعه برای کسب منابع بیشتر برای حمایت از مدارس محلی تحریک کردند.

اجرا کردن

پخش شدن

Ex: The scent of roses penetrated the garden , attracting bees and butterflies .

عطر گل‌های رز نفوذ کرد به باغ، زنبورها و پروانه‌ها را جذب کرد.

اجرا کردن

جزئیات اضافه کردن

Ex: In the interview , the candidate was asked to elaborate on their problem-solving skills , providing concrete examples from previous experiences .

در مصاحبه، از کاندیدا خواسته شد تا در مورد مهارت‌های حل مسئله خود به تفصیل توضیح دهد و مثال‌های عینی از تجربیات قبلی ارائه کند.

to mitigate [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: The emergency response teams were continuously mitigating the effects of the natural disaster .

تیم‌های پاسخگویی اضطراری به طور مداوم اثرات فاجعه طبیعی را کاهش می‌دادند.

اجرا کردن

تسلیم شدن

Ex: After a long standoff , the suspect capitulated to the police .

پس از یک درگیری طولانی، مظنون در برابر پلیس تسلیم شد.

اجرا کردن

قوت دادن

Ex: The mentor 's encouraging words invigorated the team 's enthusiasm for the project .

کلمات تشویقی مربی، اشتیاق تیم را برای پروژه تقویت کرد.

اجرا کردن

مسلسل کردن

Ex: The route concatenates several historic landmarks into one tour .

مسیر چندین بنای تاریخی را در یک تور به هم متصل می‌کند.