هنرها و صنایع دستی - سوزن دوزی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به کارهای سوزندوزی مانند "قلاب بافی"، "انگشتانه" و "بافندگی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
هنرها و صنایع دستی
blackwork [اسم]
اجرا کردن

گلدوزی با نخ سیاه روی پس‌زمینه‌ی روشن

اجرا کردن

گلدوزی با طرح‌های بریده شده از پارچه‌های مختلف روی پارچه اصلی

reel [اسم]
اجرا کردن

قرقره

Ex: She accidentally dropped the reel , spilling the thread across the floor .
اجرا کردن

گلدوزی کردن (روی پارچه)

Ex: The traditional costume was beautifully embroidered with cultural symbols and vibrant colors .

لباس سنتی به زیبایی با نمادهای فرهنگی و رنگ‌های زنده دوخته شده بود.

embroidery [اسم]
اجرا کردن

گلدوزی

Ex: The traditional folk costume featured elaborate embroidery , showcasing the rich cultural heritage of the region .

لباس محلی سنتی دارای سوزن‌دوزی پیچیده‌ای بود که میراث فرهنگی غنی منطقه را به نمایش می‌گذاشت.

eye [اسم]
اجرا کردن

سوراخ سوزن

goldwork [اسم]
اجرا کردن

گلدوزی با نخ‌های فلزی

needle [اسم]
اجرا کردن

سوزن

Ex: The syringe and needle were disposed of in a medical waste container .

سرنگ و سوزن در ظرف زباله‌های پزشکی دفع شدند.

pin [اسم]
اجرا کردن

سوزن ته‌گرد

Ex: The tailor used a pin to hold the hem of the dress for alterations .

خیاط از یک سنجاق برای نگه داشتن لبه لباس برای تغییرات استفاده کرد.

sampler [اسم]
اجرا کردن

نمونه‌کار گلدوزی

sewing [اسم]
اجرا کردن

خیاطی

Ex: Sewing classes have become popular among people looking to create their own custom clothing .

کلاس‌های خیاطی در بین افرادی که به دنبال ساخت لباس‌های سفارشی خود هستند محبوب شده‌اند.

smocking [اسم]
اجرا کردن

دوخت تزئینی برای چین‌دار کردن

thimble [اسم]
اجرا کردن

لوله‌ی فلزی محافظ انگشت

trapunto [اسم]
اجرا کردن

لحاف‌دوزی با نقش برجسته

to cast off [فعل]
اجرا کردن

(بافتنی و قلاب‌بافی) کور کردن

to cast on [فعل]
اجرا کردن

اولین رج بافتنی را بافتن