مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 7

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
handwriting [اسم]
اجرا کردن

نوشتن

Ex:

عمل نوشتن با دست یک یادداشت تشکر، یک لمس شخصی اضافه کرد که نمی‌توانست با یک پیام تایپ شده تکرار شود.

inkling [اسم]
اجرا کردن

کنایه

Ex: From the way he hesitated , I got the inkling that he was n't being entirely honest with me .

از نحوه تردیدش، گمان کردم که او کاملاً با من صادق نیست.

trappings [اسم]
اجرا کردن

متعلقات

Ex: The royal family 's ceremony was steeped in tradition , complete with all the trappings of royalty .

مراسم خانواده سلطنتی آغشته به سنت بود، همراه با تمام نمادهای سلطنتی.

cul-de-sac [اسم]
اجرا کردن

بن‌بست

Ex: The new development includes several homes along a cul-de-sac with private driveways .

توسعه جدید شامل چندین خانه در امتداد یک بن‌بست با راه‌روهای خصوصی است.

derring-do [اسم]
اجرا کردن

جسور

Ex: The swashbuckling hero 's derring-do captivated audiences in tales of adventure and romance .

اقدامات شجاعانه قهرمان بی‌باک، مخاطبان را در داستان‌های ماجراجویی و عاشقانه مجذوب خود کرد.

bitterness [اسم]
اجرا کردن

خصومت

Ex: Years of unresolved conflicts had sown seeds of bitterness between the two families , making reconciliation challenging .

سال‌های درگیری‌های حل‌نشده بذرهای تلخی را بین دو خانواده کاشته بود، که آشتی را دشوار می‌کرد.

freshness [اسم]
اجرا کردن

تازگی

Ex: Despite the challenges they faced , their friendship retained a sense of freshness , always evolving and strengthening over time .

علیرغم چالش‌هایی که با آن‌ها روبرو شدند، دوستی آن‌ها حس تازگی را حفظ کرد، همیشه در حال تکامل و تقویت با گذشت زمان.

iciness [اسم]
اجرا کردن

بی‌تفاوتی

Ex: She was taken aback by the iciness of his reception , expecting a warmer welcome from an old friend .

او از سردی استقبالش متعجب شد، در حالی که انتظار یک استقبال گرمتر از یک دوست قدیمی را داشت.

اجرا کردن

درست‌کاری

Ex: Despite the temptations of dishonesty , she remained steadfast in her righteousness , refusing to compromise her values .

علیرغم وسوسه‌های نادرستی، او در درستکاری خود استوار ماند و از به خطر انداختن ارزش‌هایش خودداری کرد.

trimness [اسم]
اجرا کردن

آراستگی

Ex: Despite its small size , the apartment impressed with its trimness and efficient use of space .

علیرغم اندازه کوچکش، آپارتمان با نظم و ترتیب و استفاده کارآمد از فضا تحت تأثیر قرار داد.

اجرا کردن

بدبختی

Ex: He found himself sinking deeper into wretchedness as he battled with addiction and depression .

او خود را در حال غرق شدن عمیق‌تر در بدبختی یافت در حالی که با اعتیاد و افسردگی مبارزه می‌کرد.

coup d'etat [اسم]
اجرا کردن

کودتا

Ex:

کودتا به سرعت توسط جامعه بین‌المللی محکوم شد و منجر به تحریم‌ها و انزوا دیپلماتیک شد.