مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 12

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
feminine [صفت]
اجرا کردن

زنانه

Ex: The feminine aroma of the flowers filled the room with a sweet and delicate fragrance .

عطر زنانه گل‌ها اتاق را با رایحه‌ای شیرین و ظریف پر کرد.

supine [صفت]
اجرا کردن

تاق باز

Ex: The supine posture of the cat , basking lazily in the warmth of the afternoon sun , epitomized tranquility .

حالت درازکشیده به پشت گربه، که تنبلانه در گرمای آفتاب بعدازظهر آرمیده بود، تجسم آرامش بود.

leonine [صفت]
اجرا کردن

شیرمانند

Ex: The artist captured the essence of the lion 's leonine grace and ferocity in his breathtaking sculpture .

هنرمند جوهر شیر مانند ظرافت و خشونت شیر را در مجسمه نفسگیر خود به تصویر کشید.

asinine [صفت]
اجرا کردن

نادان

Ex: His asinine approach to the situation only made matters worse .

رویکرد احمقانه او به وضعیت فقط اوضاع را بدتر کرد.

clandestine [صفت]
اجرا کردن

مخفی

Ex: Despite their clandestine efforts , their covert operations were eventually uncovered by intelligence agencies .

علیرغم تلاش‌های مخفیانه آنها، عملیات پنهانی آنها در نهایت توسط سازمان‌های اطلاعاتی کشف شد.

routine [صفت]
اجرا کردن

وظایف عادی

Ex: Checking emails is a routine task for most office workers .

بررسی ایمیل‌ها یک کار روتین برای بیشتر کارمندان اداری است.

pristine [صفت]
اجرا کردن

تمیز

Ex: The car 's interior looked pristine , as if it had just rolled off the showroom floor .
bovine [صفت]
اجرا کردن

مربوط به گاو یا گاومانند

Ex:

متخصصان تغذیه گاوی برای تدوین رژیم‌های متعادل که سلامت گاوها را پشتیبانی می‌کنند، کار می‌کنند.

saline [صفت]
اجرا کردن

نمک‌دار

Ex:

آب شور استخر در یک روز گرم تابستانی روی پوستمان طراوت بخش بود.

agile [صفت]
اجرا کردن

چابک

Ex: The agile fingers of the pianist flew across the keys .

انگشتان چالاک پیانیست روی کلیدها پرواز می‌کرد.

docile [صفت]
اجرا کردن

رام‌شدنی

Ex: Her docile attitude made cooperation smooth and easy .

نگرش فرمانبردار او همکاری را روان و آسان کرد.

ductile [صفت]
اجرا کردن

شکل پذیر

Ex:

با دستان ماهر، کوزه‌گر گل قابل انعطاف را به سرامیک‌های زیبا و کاربردی تبدیل کرد.

febrile [صفت]
اجرا کردن

تب‌دار

Ex: The febrile reaction indicated that he was battling a serious infection .

واکنش تبدار نشان می‌داد که او با یک عفونت جدی در حال مبارزه است.

futile [صفت]
اجرا کردن

بیهوده

Ex: Their attempts to repair the old machinery proved futile , as it was beyond repair .

تلاش‌های آنها برای تعمیر ماشین‌آلات قدیمی بی‌فایده بود، زیرا دیگر قابل تعمیر نبود.

juvenile [صفت]
اجرا کردن

مربوط به نوجوان

Ex: He pleaded guilty to charges of juvenile vandalism for spray-painting graffiti on public property .

او به اتهام خرابکاری نوجوانی برای اسپری کردن گرافیتی روی اموال عمومی گناهکار شناخته شد.

puerile [صفت]
اجرا کردن

کودکانه

Ex: The puerile vocabulary in the children 's book made it a hit among young readers .

واژگان کودکانه در کتاب کودک آن را به موفقیتی در میان خوانندگان جوان تبدیل کرد.

senile [صفت]
اجرا کردن

سال‌خورده

Ex: Despite his once sharp wit , the author 's writing had become increasingly senile in his later years .

علیرغم هوش تیز سابقش، نوشته‌های نویسنده در سال‌های آخرش به طور فزاینده‌ای پیرمردانه شده بود.

tactile [صفت]
اجرا کردن

لامسه‌ای

Ex:

بررسی لمسی ناهمواری‌هایی در بافت پارچه نشان داد که نشان‌دهنده نقص‌های احتمالی در فرآیند تولید است.