افعال فرآیندهای ذهنی - افعال برای حافظه و توجه
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی مربوط به حافظه و توجه مانند "به خاطر بسپار"، "فراموش کردن" و "تمرکز" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to bring a type of information from the past to our mind again

به یاد آوردن, به خاطر آوردن
من یادم میآید روزی که برای اولین بار ملاقات کردیم؛ یک بعدازظهر آفتابی بود.
to bring back something from the memory

به یاد آوردن, به خاطر آوردن
استاد دانشجویان را تشویق کرد تا در طول امتحان مفاهیم کلیدی را به خاطر بیاورند.
to keep something in one's thoughts or mental awareness

در ذهن داشتن
داستانگو با داستانی که هم سرگرمکننده بود و هم به راحتی در خاطرهها نگه داشته میشد، مخاطبان را مسحور کرد.
to bring a memory back to a person's mind

به یاد انداختن
بوی کلوچههای تازه پخته شده میتواند یادآور دوران کودکی برای مردم باشد.
to experience again, especially in one's thoughts or imagination, as if the event is happening anew

چیزی را دوباره تجربه کردن
شنیدن آهنگ آشنا باعث شد آنها خاطرات اولین رقصشان را دوباره تجربه کنند.
to remember past events, experiences, or memories with a sense of nostalgia

به خاطر آوردن
با نگاه کردن به عکسهای قدیمی، او نمیتوانست از یادآوری روزهای بیخیال جوانی خودداری کند.
to repeat something until it is kept in one's memory

حفظ کردن, به خاطر سپردن
بازیگران میتوانند با تمرین مداوم خطوط یک نمایش را به خاطر بسپارند.
to think about events or experiences from the past

گذشته را به یاد آوردن
زن مسن دوست داشت به جوانیاش بیاندیشد و داستانها را با نوههایش به اشتراک بگذارد.
to think about or consider past events, experiences, or decisions

گذشته را به یاد آوردن
او با حسرت به زندگیاش نگاه کرد، آرزو میکرد که انتخابهای دیگری کرده بود.
to bring to mind past memories or experiences

به خاطر آوردن, به یاد آوردن
دیدن سالنامه قدیمی باعث شد او به یاد شیطنت های دوستان دبیرستانی اش بیفتد.
to recall a past event or time

به یاد آوردن, بازگشت به
سارا اغلب به روزهای بیخیال دانشگاه برمیگردد زمانی که زندگی سادهتر به نظر میرسید.
to not be able to remember something or someone from the past

فراموش کردن
سعی کنید نکات اصلی ارائه خود را فراموش نکنید.
to pay full attention to someone or something specific

تمرکز کردن
جان در یک محیط پر سر و صدا تمرکز کردن را چالش برانگیز مییابد.
to focus one's all attention on something specific

تمرکز کردن
او سعی کرد بر روی کارش تمرکز کند، علیرغم حواسپرتیها در کافه شلوغ.
to focus, narrow down, or direct attention with precision on a specific target, topic, or goal

تمرکز کردن بر, هدف قرار دادن
پس از چندین تلاش، او در نهایت روی دستور العمل کامل کلوچه های شکلاتی تمرکز کرد.
to pay close attention to something

به چیزی توجه کردن
در طول جلسه، سارا خود را در حال رویاپردازی یافت و به هیچ یک از بحثهای تیم توجه نکرده بود.
to be attentive to advice or a warning

اعتنا کردن, توجه کردن
او به نشانههای هشدار توجه نکرد و در نهایت در جنگل گم شد.
to concentrate closely on a particular matter

تمرکز کردن روی, هدف گرفتن
به عنوان یک کارآگاه، او میدانست چگونه روی سرنخهای حیاتی تمرکز کند تا معما را حل کند.
to observe and pay attention to something

توجه کردن
راهنمای تور به گروه توصیه کرد که اهمیت تاریخی هر بنای تاریخی که بازدید کردند را توجه کنند.
to actively pay attention and observe in order to notice any changes or developments

زیر نظر گرفتن, زیر نظر داشتن
پرونده قضایی به دقت توسط رسانهها تحت نظر است.
to cause someone to lose their focus or attention from something they were doing or thinking about

حواس کسی را پرت کردن
ساخت و ساز پر سر و صدا بیرون پنجره تمایل داشت او را از مطالعه برای امتحانات منحرف کند.