افعال فرآیندهای ذهنی - افعال برای تصمیم گیری

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی مربوط به تصمیم‌گیری مانند "در نظر گرفتن"، "انتخاب کردن" و "تعیین کردن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال فرآیندهای ذهنی
to consider [فعل]
اجرا کردن

در نظر گرفتن

Ex: Before accepting the job offer , he wanted to consider the benefits and drawbacks .

قبل از پذیرش پیشنهاد شغل، او می‌خواست مزایا و معایب را در نظر بگیرد.

to weigh [فعل]
اجرا کردن

سبک‌سنگین کردن

Ex: Considering multiple job offers , she weighed factors like salary , company culture , and career growth potential .

با در نظر گرفتن چندین پیشنهاد شغلی، او عواملی مانند حقوق، فرهنگ شرکت و پتانسیل رشد شغلی را سنجید.

اجرا کردن

تمام جوانب چیزی را در نظر گرفتن

Ex:

او به من توصیه کرد که قبل از متعهد شدن، مسیر شغلی خود را به دقت فکر کنم.

اجرا کردن

خوب راجع به موضوعی فکر کردن

Ex: We should think over the consequences of our actions .

ما باید به عواقب اعمالمان به دقت فکر کنیم.

to decide [فعل]
اجرا کردن

تصمیم گرفتن

Ex:

بیایید تصمیم بگیریم امشب چه فیلمی تماشا کنیم.

to pick [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: The customer took time to pick the right pair of shoes from the display .

مشتری وقت گذاشت تا جفت کفش مناسب را از میان نمایشگاه انتخاب کند.

to choose [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: We have to choose a destination for our summer vacation .

ما باید یک مقصد برای تعطیلات تابستانی خود انتخاب کنیم.

to select [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: The coach carefully selects players for each match based on their skills and performance .

مربی با دقت بازیکنان را برای هر بازی بر اساس مهارت‌ها و عملکردشان انتخاب می‌کند.

to opt [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: Considering dietary preferences , she opted for a vegetarian meal at the restaurant .

با در نظر گرفتن ترجیحات غذایی، او انتخاب کرد که در رستوران یک غذای گیاهی بخورد.

اجرا کردن

اعلام کردن (پس از بررسی)

Ex: The team needs to determine the best strategy to achieve their project goals .

تیم باید بهترین استراتژی را برای دستیابی به اهداف پروژه تعیین کند.

اجرا کردن

تصمیم نهایی گرفتن

Ex: The couple took weeks to settle on a name for their newborn baby .

زوج چندین هفته وقت صرف کرد تا روی نامی برای نوزاد تازه متولد شده خود تصمیم بگیرد.

اجرا کردن

به دقت انتخاب کردن

Ex:

مربی بازیکنان را برای مسابقه بر اساس عملکردشان در تمرینات به دقت انتخاب کرد.

to go for [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: When shopping for a new phone , she decided to go for the latest model .

هنگام خرید یک تلفن جدید، او تصمیم گرفت انتخاب کند آخرین مدل را.

to pick out [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: She took her time to pick out the perfect dress for the event .

او وقت خود را صرف انتخاب لباس عالی برای مراسم کرد.

اجرا کردن

تصمیم گرفتن روی

Ex: After exploring various options , they decided on a color scheme for their home renovation .

پس از بررسی گزینه‌های مختلف، آنها تصمیم گرفتند بر یک طرح رنگی برای بازسازی خانه‌شان.

اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: Exploring different vacation packages , they plumped for the all-inclusive option to simplify their travel plans .

با بررسی بسته‌های مختلف تعطیلات، آنها گزینه همه‌شمول را انتخاب کردند تا برنامه‌های سفر خود را ساده کنند.