افعال عمل گفتاری - افعال برای بیان نظرات

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به بیان نظرات اشاره دارند مانند "اظهار نظر"، "نظر دادن" و "مخالفت کردن".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عمل گفتاری
to review [فعل]
اجرا کردن

نقد کردن

Ex: She enjoys reviewing classic films on her channel .

او از بررسی فیلم‌های کلاسیک در کانالش لذت می‌برد.

to critique [فعل]
اجرا کردن

نقد کردن

Ex: The editor is critiquing the manuscript , offering suggestions for revision and improvement .

ویراستار در حال نقد دست‌نوشته است، پیشنهادهایی برای بازبینی و بهبود ارائه می‌دهد.

to comment [فعل]
اجرا کردن

نظر دادن

Ex: After reading the article , she decided to comment on the author 's perspective and add her own insights .

پس از خواندن مقاله، او تصمیم گرفت بر دیدگاه نویسنده نظر دهد و بینش‌های خود را اضافه کند.

to remark [فعل]
اجرا کردن

اظهارنظر کردن

Ex:

معلم از دانش‌آموزان خواست که مقاله را بخوانند و در مورد موضوعات و ایده‌های اصلی در انشاهای خود اظهار نظر کنند.

to observe [فعل]
اجرا کردن

بیان کردن

Ex: The journalist observed that recent political developments signaled a shift in public opinion on environmental policy .

روزنامه‌نگار متوجه شد که تحولات اخیر سیاسی نشانگر تغییری در افکار عمومی درباره سیاست محیط زیستی است.

to opine [فعل]
اجرا کردن

اظهار نظر کردن

Ex: The expert was invited to opine on the potential effects of the new technology during the conference .

متخصص برای اظهار نظر در مورد اثرات بالقوه فناوری جدید در طول کنفرانس دعوت شد.

to agree [فعل]
اجرا کردن

موافق بودن

Ex: They agree that the movie was excellent .

آن‌ها موافق هستند که فیلم عالی بود.

to disagree [فعل]
اجرا کردن

مخالفت کردن

Ex: They usually agree , but on this issue , they disagree .

آنها معمولاً موافق هستند، اما در این مورد، موافق نیستند.

to accept [فعل]
اجرا کردن

باور داشتن

Ex: In philosophy , scholars often debate the criteria by which one should accept a particular argument as valid .

در فلسفه، دانشمندان اغلب در مورد معیارهایی که بر اساس آنها باید یک استدلال خاص را به عنوان معتبر پذیرفت بحث می‌کنند.

to assent [فعل]
اجرا کردن

موافقت کردن

Ex: In a democratic process , citizens assented by casting their votes in favor of the proposed legislation .

در یک فرآیند دموکراتیک، شهروندان با رای دادن به نفع قانون پیشنهادی موافقت کردند.

to concur [فعل]
اجرا کردن

موافق بودن

Ex: In the academic debate , the scholars tended to concur on the significance of the recent research findings .

در بحث آکادمیک، محققان تمایل داشتند که بر اهمیت یافته‌های اخیر تحقیقات توافق کنند.

to accede [فعل]
اجرا کردن

موافقت کردن

Ex:

دولت با اجرای اصلاحات جامع به خواست عموم برای مراقبت‌های بهداشتی بهتر رضایت داد.

to approve [فعل]
اجرا کردن

موافقت کردن

Ex: The regulatory authority announced its decision to approve the pharmaceutical company 's new drug for public use after thorough testing .

مرجع نظارتی تصمیم خود را برای تأیید داروی جدید شرکت دارویی برای استفاده عمومی پس از آزمایش‌های دقیق اعلام کرد.

to ratify [فعل]
اجرا کردن

تصویب کردن

Ex: Following the peace talks , the warring factions signed an accord to ratify the ceasefire and initiate the peace process .

پس از مذاکرات صلح، جناح‌های درگیر یک توافقنامه برای تصویب آتش‌بس و آغاز فرآیند صلح امضا کردند.

to reject [فعل]
اجرا کردن

رد کردن

Ex: The strict teacher rejected the student 's late assignment .

معلم سخت‌گیر رد کرد تکلیف دیررس دانش‌آموز را.

to refuse [فعل]
اجرا کردن

امتناع کردن

Ex: She decided to refuse the job offer because it did n't align with her career goals .

او تصمیم گرفت پیشنهاد کار را رد کند زیرا با اهداف شغلی او همخوانی نداشت.