دوباره استفاده کردن
او بطریهای پلاستیکی را به عنوان گلدان برای باغچه داخلی خود دوباره استفاده کرد.
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به تکرار اشاره دارند مانند "استفاده مجدد"، "تماشای مجدد" و "بارگذاری مجدد" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
دوباره استفاده کردن
او بطریهای پلاستیکی را به عنوان گلدان برای باغچه داخلی خود دوباره استفاده کرد.
دوباره گرم کردن
او قهوهاش را صبح دوباره گرم میکند.
شارژ کردن (وسیله، ابزار و...)
دوباره دیدن (برنامه تلویزیونی و...)
خانواده جمع شدند تا ویدیوهای تعطیلات خود را دوباره تماشا کنند.
تجدید فراش کردن
او چند سال پس از فوت همسر اولش دوباره ازدواج کرد.
دوباره انتخاب کردن
رهبری قوی فرماندار اطمینان داد که او دوباره انتخاب شد.
پخش مجدد
او میخواست بازی را دوباره انجام دهد تا داستانهای مختلف را کشف کند.
شروع مجدد
او نیاز داشت که گفتگو را پس از انحراف از موضوع دوباره شروع کند.
دوباره تجربه کردن
با خواندن دوباره کتاب مورد علاقه اش، او دوباره تجربه کرد لذت کشف داستان آن را برای اولین بار.
بازسازی (بنای ساختمانی)
او در کارگاهش مدل هواپیما را بازسازی میکند.
بازآفریدن
هنرمند صحنه را از حافظه با استفاده از رنگهای زنده بازآفرینی کرد.
پر کردن
کارمند پمپ بنزین پیشنهاد داد که باک ماشین را دوباره پر کند.
دوباره باز کردن
دولت تصمیم به بازگشایی مرزها به روی گردشگران را اعلام کرد.
بازپس گرفتن
او امیدوار بود که پس از یک سری شکست، کنترل زندگی خود را دوباره به دست آورد.
بارگذاری مجدد
در تیراندازی رقابتی، سرعت و دقت در بارگذاری مجدد سلاح گرم مهارتهای حیاتی برای موفقیت هستند.
دوباره گروه بندی کردن
پس از شکست غیرمنتظره، مدیر پروژه جلسهای را برای سازماندهی مجدد و ارزیابی مجدد وضعیت فراخواند.
بازگویی
تاریخنگار با جزئیات زنده دوباره تعریف کرد رویدادهای نبرد را.
دوباره گفتن
مربی تکرار کرد استراتژی تیم را قبل از بازی بزرگ.
دوباره کشف کردن
در حال کاوش در کتابفروشی قدیمی، او عشق خود به ادبیات کلاسیک را دوباره کشف کرد.
تجدید نظر کردن
هیئت مدیره در جلسه آینده پیشنهاد را دوباره بررسی میکند.
تجدید نظر کردن
به عنوان بخشی از بازسازی، سازمان در حال بازنگری ساختار مدیریتی خود است.
بازدید مجدد
دانشمند تصمیم گرفت یافتههای تحقیقاتی خود را دوباره بررسی کند تا به دنبال جزئیات نادیده گرفته شده بگردد.
دوباره ظاهر شدن
پس از ماهها پنهانکاری، پرنده نادر سرانجام دوباره ظاهر شد در منطقه.
برگشتن (به حالت قبلی)
باغ پس از سالها غفلت به حالت وحشی خود بازگشت.