دستگیر کردن
سال گذشته، کارآگاه پس از تحقیقات جامع، به طور غیرمنتظرهای متهم را دستگیر کرد.
در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به اجرای قانون مانند "دستگیری"، "بازجویی" و "دستبند زدن" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
دستگیر کردن
سال گذشته، کارآگاه پس از تحقیقات جامع، به طور غیرمنتظرهای متهم را دستگیر کرد.
دستگیر کردن
مقامات با موفقیت افرادی را که به یک شبکه بزرگ قاچاق مواد مخدر مرتبط بودند دستگیر کردند.
محکوم کردن
دادگاه با موفقیت افراد درگیر در یک طرح بزرگ اختلاس را محکوم کرد.
بازجویی کردن
مقامات اجرای قانون ممکن است برای جمعآوری اطلاعات بیشتر برای یک تحقیق، از شاهدان بازجویی کنند.
پاسبانی کردن
وظیفه نگهبان پارک نظارت بر منطقه حفاظت شده طبیعی و محافظت از حیات وحش آن است.
گشت زدن
نگهبانان پارک در ذخیرهگاههای طبیعی گشت میزنند تا از حیات وحش محافظت کنند و مقررات حفاظتی را اجرا کنند.
دستبند زدن
تیم امنیتی با موفقیت فرد نافرمان را دستبند زد تا نظم برقرار شود.
دستبند زدن
پروتکل این است که هر فرد بالقوه خطرناکی را دستبند بزنند تا در طول دستگیری کنترل حفظ شود.
مصادره کردن
مقامات قانونی با موفقیت وسایل نقلیه مورد استفاده در ارتکاب جرایم را ضبط کردند.
ضبط کردن
هفته گذشته، مقامات چندین وسیله نقلیه را به دلیل نقض قوانین راهنمایی و رانندگی ضبط کردند.
دستگیر کردن
ماموران قصد دارند تا به سرعت مظنونین را دستگیر کنند تا از اعمال جنایی بیشتر جلوگیری شود.
کسی را به مقامات مربوطه تحویل دادن
معلم دانشآموزی که در امتحان تقلب میکرد را به مدیر تحویل داد.