دیر
او برای تمام کردن پروژه در دفتر دیر ماند.
این قیدها اطلاعاتی درباره زمانی که چیزی در رابطه با یک رویداد یا زمان مشخصی اتفاق افتاده است ارائه میدهند، مانند "دیر"، "زود"، "به موقع" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
دیر
او برای تمام کردن پروژه در دفتر دیر ماند.
زود
فیلم زود تمام شد، بنابراین تصمیم گرفتیم برای پیادهروی برویم.
بعداً
او از من خواست که بعداً به او زنگ بزنم.
قبلا
تغییرات برنامه به تیم قبلاً اطلاع داده شد.
بهزودی
خورشید به زودی غروب خواهد کرد و ستارهها ظاهر خواهند شد.
اخیراً
ما اخیراً شکایاتی درباره خدمات دریافت کردهایم.
از همان ابتدا
شناسایی نقاط قوت و ضعف در مراحل اولیه برای موفقیت حیاتی است.
به موقع
دانشآموزان تکالیف خود را به موقع تحویل دادند.
زودرس
تصمیم به پایان دادن به رویداد زودرس باعث ناامیدی شرکت کنندگان شد.
پس از آن
پروژه در ابتدا با چالشهایی روبرو شد، اما پس از آن، پیشرفتها قابل توجه بود.
پس از مرگ
مجموعه شعر او پس از مرگ منتشر شد، که آثار نهایی او را به نمایش گذاشت.
تا کنون
راه حل مشکل تاکنون پیدا نشده است.
نابهنگام
باران بیموقع بارید و رویداد فضای باز را خراب کرد.
دیر
پروژه به دلیل چالشهای پیشبینی نشده دیرتر از موعد تکمیل شد.