مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 50

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
stiletto [اسم]
اجرا کردن

دشنه

Ex: The museum displayed a collection of historical weapons , including ornate stilettos adorned with intricate designs .

موزه مجموعه‌ای از سلاح‌های تاریخی را به نمایش گذاشت، از جمله استیلتوهای تزئین شده با طرح‌های پیچیده.

hangar [اسم]
اجرا کردن

آشیانه هواپیما

Ex: The hangar doors opened wide to reveal a gleaming fleet of private planes .

درهای هواپیماخانه به پهنا باز شدند تا ناوگانی درخشان از هواپیماهای خصوصی را آشکار کنند.

ogre [اسم]
اجرا کردن

غول

Ex: The fantasy novel featured an ogre as the main antagonist , threatening the village with its dreadful presence .

رمان فانتزی یک غول را به عنوان ضدقهرمان اصلی معرفی کرد که با حضور وحشتناک خود روستا را تهدید می‌کرد.

vortex [اسم]
اجرا کردن

گرداب

Ex: The powerful whirlpool exhibited a natural vortex in the center of the lake , capturing the attention of onlookers .

گرداب قدرتمند یک گرداب طبیعی را در مرکز دریاچه به نمایش گذاشت که توجه تماشاگران را جلب کرد.

loch [اسم]
اجرا کردن

دریاچه (در انگلیسی اسکاتلندی)

Ex:

جوامع محلی اغلب برای فعالیت‌های تفریحی مانند قایق‌رانی، پیاده‌روی و تماشای حیات وحش به لوخها متکی هستند.

aplomb [اسم]
اجرا کردن

خون‌سردی

Ex: Despite the chaos , the manager conducted the meeting with aplomb .

علیرغم هرج و مرج، مدیر جلسه را با اعتماد به نفس برگزار کرد.

ewe [اسم]
اجرا کردن

میش

Ex: The veterinarian examined the ewe to ensure she was healthy and free from parasites .

دامپزشک گوسفند ماده را معاینه کرد تا مطمئن شود که سالم و عاری از انگل است.

dotard [اسم]
اجرا کردن

پیر یاوه‌گو

Ex: In some cultures , wisdom and reverence are associated with old age , while in others , elderly individuals may be marginalized or dismissed as dotards .

در برخی فرهنگ‌ها، خرد و احترام با کهولت سن مرتبط است، در حالی که در دیگران، افراد مسن ممکن است مورد بی‌اعتنایی قرار گیرند یا به عنوان ضعیف‌العقل رد شوند.

cornerstone [اسم]
اجرا کردن

اساس

Ex: Honest communication is the cornerstone of effective teamwork .

ارتباط صادقانه سنگ بنای کار تیمی موثر است.

largess [اسم]
اجرا کردن

بخشندگی

Ex: The company 's largess towards its employees included bonuses , holiday gifts , and comprehensive healthcare benefits .

بخشندگی شرکت نسبت به کارمندانش شامل پاداش‌ها، هدایای تعطیلات و مزایای جامع بهداشتی می‌شد.

consensus [اسم]
اجرا کردن

اتفاق‌نظر

Ex: Consensus among stakeholders was achieved through compromise and negotiation .

اتفاق نظر میان ذینفعان از طریق مصالحه و مذاکره حاصل شد.

veto [اسم]
اجرا کردن

وتو

Ex: The board exercised its veto over the budget proposal .
crescendo [اسم]
اجرا کردن

اوج‌روی (موسیقی)

Ex: The choir ’s performance included a dramatic crescendo that filled the concert hall .

اجرای گروه کر شامل یک کرشندوی دراماتیک بود که سالن کنسرت را پر کرد.

اجرا کردن

صمغ کندر

Ex:

اعتقاد بر این است که روغن ضروری کندر دارای خواص درمانی است و در رایحه‌درمانی برای ترویج آرامش و کاهش استرس استفاده می‌شود.

اجرا کردن

معاوضه پایاپای

Ex: In business transactions , there is often a quid pro quo relationship , with each party seeking to maximize their own interests while meeting the needs of the other party .

در معاملات تجاری، اغلب یک رابطه quid pro quo وجود دارد، که در آن هر طرف به دنبال بیشینه‌کردن منافع خود در حالی است که نیازهای طرف دیگر را برآورده می‌کند.

vertigo [اسم]
اجرا کردن

سرگیجه

Ex: People with vertigo often feel like the room is spinning around them , even when they are standing still .

افراد مبتلا به سرگیجه اغلب احساس می‌کنند که اتاق به دور آنها می‌چرخد، حتی زمانی که ثابت ایستاده‌اند.

onset [اسم]
اجرا کردن

بروز

Ex: The onset of winter brought heavy snowfall and freezing temperatures .

شروع زمستان بارش شدید برف و دمای یخبندان را به همراه آورد.

posse [اسم]
اجرا کردن

نیروی پلیس

Ex: The posse of volunteers quickly responded to the sheriff 's call for assistance during the riot , helping to restore peace in the town .

گروه داوطلبان به سرعت به درخواست کمک کلانتر در جریان شورش پاسخ دادند و به بازگرداندن آرامش به شهر کمک کردند.

maize [اسم]
اجرا کردن

ذرت

Ex: As the summer sun set , a family gathered in the backyard , grilling maize skewers alongside juicy grilled meats .

همانطور که خورشید تابستان غروب می‌کرد، خانواده‌ای در حیاط خلوت جمع شدند و سیخ‌های ذرت را در کنار گوشت‌های کبابی آبدار کباب می‌کردند.

chutzpah [اسم]
اجرا کردن

پررویی

Ex: Negotiating a higher price for the car showed real chutzpah , especially considering it had been on the lot for months .

چانه زدن برای قیمت بالاتر ماشین، بی‌پروایی واقعی را نشان داد، به ویژه با توجه به اینکه ماه‌ها در پارکینگ بود.